مسلمان

  • برشی خاص از کتاب فاخر «دا» + روایت صوتی

    روایتی دلاورانه از روزهای مقاومت در خرمشهر:

    برشی خاص از کتاب فاخر «دا» + روایت صوتی

    همان طور که بین شهدا چرخ می زدم، یکهو احساس کردم پایم در چیزی فرو رفت. موهای تنم سیخ شد. جرأت نداشتم تکان بخورم یا دستم را به طرف پایم ببرم. لیزی و رطوبتی توی پایم حس می کردم که لحظه به لحظه بیشتر می شد. یک دفعه یخ کردم.