تاریخ خبر: کد خبر: 6127

اتمام رمان «هندوی شیدا» اثر جدید نویسنده مشهدی

سعید تشکری از پایان نگارش جدیدترین رمانش خبر داد.

اتمام رمان «هندوی شیدا» اثر جدید نویسنده مشهدی

به گزارش قاصدنیوز، نویسنده مشهدی با اعلام پایان تالیف رمان «هندوی شیدا»، گفت: این رمان پاسخی به این سوال بود که آیا جایی جز خیمه امام حسین(ع) وجود دارد که بتوان از تراژدی زندگی امروزی به آن پناه برد؟

 

سعید تشکری که امسال به‌دلیل تالیف رمان «مفتون و فیروزه» موفق به دریافت جایزه ادبی قلم زرین شده بود، تازه‌ترین رمان خود را با عنوان «هندوی شیدا» به پایان رسانده است. رمانی که به گفته تشکری از نخستین رمان‌هایی است که او با موضوعی معاصر و نه تاریخی آن را تالیف کرده است.

 

این نویسنده در گفتگو با مهر درباره این رمان گفت: من نویسنده‌ای هستم که با مخاطبانم ارتباط دارم. معتقدم که اگر نویسنده این ارتباط را از دست بدهد، نویسنده نیست. در مدتی پس از انتشار مفتون و فیروزه برخی می‌گفتند که چرا رمانی مثل «بار باران» یا «ولادت» را دوباره نمی‌نویسی و برخی هم سوال اصلی‌شان این بود که چرا این قصه در فضای امروزی اتفاق نمی‌افتد و می‌پرسیدند که چرا در دنیای امروزمان قصه‌ای نداری؟

 

وی ادامه داد: من بارها از دوستان و شاگردانم سوال کرده‌ام که امروز در منظر آن‌ها یعنی چه؟ به باور من امروز برای هر نویسنده، شناسنامه‌هایی است که او از انسان‌های پیرامون خودش در ذهن دارد و باید برای نوشتن آن‌ها را استخراج کند. نویسنده موفق، نویسنده‌ای است که از این شناسنامه‌ها و به اصطلاح «امروز»ها بیشتر در ذهنش داشته باشد.

 

داستان پسری که پدرش را آتش زد!

تشکری افزود: در دوران عود‌کردن بیماری‌ و بستری شدنم در بیمارستان و هشت ماه سکوت اجباری، با پدری در بیمارستان برخورد کردم که پسرش او را آتش زده بود؛ ولی او از این پسر شکایت نکرده بود. گویا پسر برای اینکه به خارج از کشور سفر کند و مخالفت پدر را برای این کار از سر راه خود بردارد، او و خانه‌اش را به آتش کشیده بود.

 

این تراژدی تلخ زمانه ماست. در چنین زمانه‌ای آدم‌ها به کجا می‌توانند پناه ببرند؟ داستان من می‌گوید که آیا جایی جز خیمه امام حسین(ع) در این روزگار هست که بتوان پس از چنین تراژدی‌هایی به آن پناه برد؟

 

نویسنده رمان «پاریس پاریس» ادامه داد: خیلی از آدم‌ها را دیده‌ام که برای سکونت در مشهد از زندگی‌های مختلف دم می‌زنند و در شهر من مجاور می‌شوند. در داستان «هندوی شیدا» فردی را می‌بینید که فرزندش او را آتش زده و او در مقابل فقط خطاب به امام رضا‌(ع) می‌گوید که لیاقت زندگی در کنار تو را نداشتم.

 

وی افزود: دلیلش را هم تربیت چنین فرزندی عنوان می‌کند. من با این آدم صحبت کردم. با او به جاهای مختلفی رفتم و داستانی نوشتم از عشق شورانگیر او به پسرش؛ از داستان زندگی او در مشهد و بعد رفتنش از مشهد. این فرد یک تاجر فرش است که در شاهرود ساکن می‌شود و با زن و پسری که این بلا را بر سر او می‌آورد، زندگی می‌کند. رمان پاسخی است به سوالی که خوانندگانم از من خواستند تا مخاطبم امروزم را نیز ببیند.

 

عشقی که فرجامش خیمه حسین(ع) است

تشکری ادامه داد: هندوی شیدا داستان تاجر فرشی است که بسیار متمول است و پسری دارد که همه دارایی او را بر سر راه عشقی نافرجام دود می‌کند. پسر عشقی ناکام دارد و عصبانی است؛ اما پدر برای جلب رضایت او همه کار می‌کند حتی از همسر و فرزندان دیگر خود هم می‌گذرد. این عشق‌ورزی پدر به فرزندش در رمان، نمایی است از عشقی که پدر به خود دارد و در نهایت فرجام پسر و ابتلایش به عشقی تازه و روحانی است که اتفاقی تازه را پیش چشم مخاطب می‌گذارد؛ عشقی که فرجامش به خیمه امام حسین(ع) ختم می‌شود.

 

این نویسنده در ادامه در پاسخ به سوالی درباره نام این رمان نیز گفت: هندوان در باور و زندگی کهن ما، انسان‌هایی زیبا بوده‌اند که وقتی می‌خواسته‌ایم کنیزی را به خانه بیاوریم از میان آن‌ها انتخابشان می‌کردیم. به نظرم رسید که فرزند هر آدم نیز هندویی است که او در خانه خود آورده است.

 

داستان این رمان کاملاً واقعی است

راوی «هندوی شیدا» ادامه داد: در این داستان پس از کش‌وقوس‌هایی، پسر این مرد متمول اسیر عشق دختری می‌شود که هندوی خانه آن‌هاست و بر خلاف دیگران از پدر و پسر هم چیزی طلب نمی‌کند. در مقابل دختر پدر و مادری دارد که تنها سرمایه‌شان زمینی است که نذر امام حسین(ع) کرده‌اند.

 

این آشنایی روایتی تازه از شیدایی را پیش روی ما می‌گذارد. روایتی که واقعی است و تمام آدم‌هایی را که در آن حضور دارند، من از نزدیک دیده‌ام و لمس کرده‌ام. به عبارت دیگر من در این رمان میان آن‌ها که شیدای خود هستند و نیز آنان که شیدای حسین(ع) تفکیک قائل شده‌ام.

 

تشکری در پایان افزود: به‌عنوان هنرمند؛ قصه ما به قصه خیلی از آدم‌ها پیوند می‌خورد که باید نسبت به ما مسئول باشند و نیستند. البته بیان این مسئله باعث ایجاد این توهم می‌شود که انگار ما از کسی چیزی را طلب داریم، در حالی که نداریم. مسئول فرهنگی است که باید خودش ما را ببیند نه اینکه ما بخواهیم خودمان را به او نشان دهیم.

 

منبع: شهرآرا

کلمات کلیدی

ارسال نظر

تریبون