تاریخ خبر: کد خبر: 6126

نشست تربیت کارشناس خانواده و جمعیت در مشهد برگزار شد

مهارت‌های جامعه دینی در جوان‌های امروزی کمتر شده است. ژاپن با یک‌پنجم وسعت ایران،١٣٠ میلیون جمعیت دارد. با این حال مدیریت خانواده باعث شده است که روزبه‌روز پیشرفت کند. ما باید این را بپذیریم که یک‌زمانی چیزهای خوبی داشتیم. در قدیم محلات و زندگی افراد به هم وابسته بود. هم‌اکنون در غرب بچه‌ها اطلاعی از خاله و دایی ندارند.

نشست تربیت کارشناس خانواده و جمعیت در مشهد برگزار شد

به گزارش قاصدنیوز، بحث رشد جمعیت همواره از مهم‌ترین دغدغه دولت‌ها در همه ادوار بوده است تا در سایه آن به توسعه پایدار و به‌تبع آن رشد اقتصادی مطلوب و موردنظر خود دست یابند. ایران نیز به‌عنوان یکی از کشورهای درحال‌توسعه، چندی است که به‌صورت جدی این موضوع را در دستور کار خود قرار داده است. به‌طوری‌که مقام معظم رهبری طی حکمی، سیاست‌هایی کلی را برای افزایش جمعیت کشور ابلاغ و بدین‌ترتیب آن را برای دستگاه‌های مختلف، لازم‌الاجرا کردند. طی چند سال اخیر و بنا به دلایلی که هر یک جای تأمل و واکاوی دارد، رشد جمعیت در کشورمان افتی چشمگیر داشته است. البته موضوع ضرورت و لزوم همسوکردن جامعه برای اجرای این قوانین در صورت تصویب، البته در میان سیاست‌گذاران و کارشناسان این حوزه همچنان مورد مناقشه است. آنچه در ادامه می‌خوانید صحبت‌های استاد غلامرضا حسنی است که در اولین جلسه از سلسله کلاس‌های آموزشی تربیت کارشناس جمعیت توسط باشگاه فکر و اندیشه جبهه فرهنگی انقلاب خراسان رضوی برگزارشده است.

 

 

* آیا در ایران ما با بحران جمعیت با رشد کم مواجه هستیم؟

کاهش هشدارآمیز نرخ باروری و رشد جمعیت واقعیتی بود که سرشماری به ما گوشزد می‌کرد، اما بازهم با غفلت مسئولان مواجه شد. هم‌اکنون اما با یک حقیقت جدی در ارتباط با نسل آینده مواجه هستیم و آن حقیقت چیزی نیست جز بحران جمعیت. سیاست تحدید موالید هرچند در زمان خودش سیاست درستی به‌حساب می‌آمد، اما در اجرا دچار افراط شد و هرچند بسیار جلوتر از برنامه پیش‌بینی‌شده پیش رفت، اما پایش نکردن اوضاع جمعیتی سبب شد تا به‌موقع متوقف نشود و تغییر جهت ندهد.

 

* چرا باروری تا این حد پایین آمده است؟

کاهش باروری اتفاقی بود که در کشور ما افراد جامعه در مدت کوتاهی همه آن را پذیرفتند و دیگر ربطی به سبک و سطح زندگی ندارد. چه در سطح بالای اجتماع و چه پایین، زادوولد نسبتاً یکسان شده است. یعنی چیزی که در غرب در مدت ١٥٠ سال شکل گرفت در کشور ما حدود دو یا سه دهه به ثبات رسید. هرچند این مسئله امری طبیعی است وقتی جامعه به سمت صنعتی‌شدن می‌رود میزان باروری پایین می‌آید و نسبتاً در تمام دنیا به یک شکل است. چرا که سطح تحصیلات بالا می‌رود و سطح جامعه‌پذیری افزایش می‌یابد. در یک دوره در کشور ما سطح توقع افراد از جامعه بالا رفت. دخترها به مدرسه رفتند و از آنجا تب کنکور شروع شد. بعد از کنکور، گرفتن لیسانس برای همه ملاک شد. یعنی عملاً یک دختر تا ٢٤ سالگی از چرخه باروری خارج شد. زمانی «کدبانوگری» در یک زن، خواستة اکثر جمعیت بود. اما با تغییر نگرش مردم و نگاه مادی، تحصیلات و استقلال اقتصادی همه‌چیز را دگرگون کرد که خود این از عوامل مهم کاهش جمعیت در ایران شده است.

 

* نقش رسانه‌ها و محیط اجتماعی را در کاهش جمعیت چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در یک بازه زمانی تلویزیون، رسانه و خانواده همگی تبلیغ کنکور کردند و بازهم بدین‌ترتیب ارزش «تشکیل خانواده» عقب افتاد. چهار مقوله تشکیل، توسعه، تحکیم و تعالی خانواده که بسیار بااهمیت است به تأخیر افتاد و کار به‌جایی رسیده است که ما در تشکیل آن دچار تغییر و مشکل شده‌ایم. چرا که ارزش‌ها دچار تغییر شده‌اند. این روزها فرانسه و آمریکا مقدار باروری‌شان از ما بیشتر شده است و ما در مقام مقایسه در رده کشوری همچون آلمان قرار گرفته‌ایم. بر اساس آخرین سرشماری ایران، دخترها در حدود ٢٤ سال و پسرها در میانه ٢٧ سالگی ازدواج می‌کنند.

 

اصولاً شاخص مقایسه در باروری، دخترها هستند. اگر میانگین سن دختر و پسر را با هم بگیریم به ٢٥ سال می‌رسیم. یعنی این اتفاق با ١٠ سال تأخیر از ١٥ سالگی شروع می‌شود. در سال ٥٥ ما ١٧ میلیون نوزاد و ٨ میلیون خانوار داشتیم که این خانواده‌ها الان حدود ٣٠ و ٤٠ ساله هستند و هم‌اکنون در حال خارج شدن از چرخه باروری هستند و ما گزینه جایگزین برای این‌ها نداریم.

 

* هم‌اکنون سن باروری در کشور ما به کجا رسیده است؟

وقتی ارزش فرزندآوری در صداوسیما و رسانه‌ها به تک‌فرزندی نشان داده می‌شود چطور انتظار داریم که در دانشگاه‌ها این قضیه حل شود. ما در تمام این سال‌ها حتی در نقاشی‌های کودکانه تنها یک پسر و دختر را نشان دادیم و یک عده این را نشان خوشبختی اعلام کردند. بر اساس توافق جهانی بهترین سن باروری ٢٠ تا ٣٠ سال است که متأسفانه ما ظرفیت‌های آن را از دست دادیم و اگر با این معضل مبارزه نکنیم با مشکلات بزرگی روبه‌رو خواهیم شد.

 

* بعد از تشکیل خانواده به مرحله تحکیم می‌رسیم. چه عواملی باعث تحکیم خانواده می‌شود؟

یکی از اتفاقات مهم بعد از تشکیل خانواده و باروری، تحکیم آن است. مسئولیت در مورد فرزندآوری این نیست که تنها صاحب فرزند شویم و او را در خانه حبس کنیم و فقط کفش و لباسش را تأمین کنیم. چنین والدینی در عمل حتی نباید صاحب فرزند شود. تشکیل خانواده یعنی بازتولید انسانی بهتر از خودمان. حتی اگر چیزی شبیه خودمان هم تولید کنیم بازهم شکست خوردیم. اگر به این هدف نرسیم در اصل به موفقیت دست پیدا نکرده‌ایم. ما باید برای تربیت فرزندان زمان بگذاریم.

 

مهارت‌های جامعه دینی در جوان‌های امروزی کمتر شده است. ژاپن با یک‌پنجم وسعت ایران،١٣٠ میلیون جمعیت دارد. با این حال مدیریت خانواده باعث شده است که روزبه‌روز پیشرفت کند. ما باید این را بپذیریم که یک‌زمانی چیزهای خوبی داشتیم. در قدیم محلات و زندگی افراد به هم وابسته بود. هم‌اکنون در غرب بچه‌ها اطلاعی از خاله و دایی ندارند. حتی برخی‌ها معنای عمه و عمو را نمی‌دانند. با این روند، جهان زیبایی‌اش را از دست می‌دهد و بعد عاطفی این جریان شدیداً پایین می‌آید. آمریکا با وجود رفاه اقتصادی زیاد، بیشترین آمار خودکشی را دارد. در آمریکا میزان جنایت و تجاوز به حقوق زنان در اشکال مختلف وجود دارد و صریحاً دیده می‌شود. این آماری است که خودشان می‌دهند.

 

* غرب چگونه این خلأ را برای خودش حل کرده است؟

٤٠ درصد فرزندانی که در انگلستان هستند ازنظر ما حرام‌زاده محسوب می‌شوند. چرا که قراردادی برای ازدواج در کار نیست. در غرب مرکزی ایجاد شده است که حتی برای آن‌ها این شرایط به وجود آمده که در موقع ازدواج تشخیص دهند آیا خواهر و برادر هستند یا نه!

 

در واقع علت علاقه‌مندی مردم غرب به حیوانات، خلأ عاطفی است نه حس مسئولیت‌پذیری. آنجا یک عنصر انسانی ازدست‌رفته است. گربه‌های ثروتمندی دارند که ارثیه‌شان را حاضرند به آنان ببخشند. اگر در نظام ارزشی ما روی این مسائل کار نشود فردا معضل خواهند شد. ازاین‌جهت که باروری کشور ما زیر ٢ شده است باید راه چاره‌ای جدی پیدا کنیم.

 

* چگونه می‌توان به ایجاد روحیه در زنان خانه‌دار کمک کنیم؟

ما باید بهترین امکانات را در اختیار زنان خانه‌دار قرار دهیم. آن‌ها باید بخوانند و آگاه باشند. در قرن بیست‌ویکم، باید مسلمان زیرک و باهوش داشته باشیم و مادران ما باید چنین فرزندانی را بار بیاورند. باید زنان ما مسلط به علم روز و کامپیوتر باشند. باید با بالا‌بردن سطح آگاهی مادران و خانواده این را از کودکی یادآوری کنیم.

 

* از دیدگاه شما سطح پذیرش فرزندآوری در جامعه ما چگونه است؟

در فرزندآوری یک «خواسته» وجود دارد و یک «شرایط عمل». در جوانان ما روح زندگی و اعتقادات مذهبی ریشه دارد. فرزندآوری باعث نشاط در خانواده‌ها می‌شود. پس یکی از وظایف مهم دولت این است که برنامه‌ریزی کند تا شرایط کار و تحصیل و اوقات فراغت را فراهم کند. یک مادر و پدر قبل ازدواج فرزندش باید همکاری کنند. نمی‌شود تمام خواسته‌ها را در کنار هم قرار داد. گاهی باید برای فرزندان ازخودگذشتگی و به آن‌ها کمک کرد تا زودتر وارد زندگی مشترک شوند. یک سؤال که در اینجا مطرح می‌شود این است که ما باید برای تأخیر در ازدواج حتماً پاسخی پیدا کنیم. غرب به این سؤال این‌طور برای خودش پاسخ داده است که وقتی بلوغ جنسی زودتر از بلوغ اجتماعی اتفاق بیفتد شما می‌توانید ارضای بلوغ جنسی را زودتر از بلوغ اجتماعی انجام دهید. در یک نظام غیرتوحیدی این کار را می‌کنند و عواقبش هم همان ٤٠ درصد فرزند بی‌نام‌ونشان هستند. اما در جامعه دینی این امکان‌پذیر نیست. موانع ازدواج را هم نمی‌توان بدون پاسخ قرار داد. برخی راهکارها مثل ازدواج موقت در ایران مطرح شده است؛ ولی در کل باید مشکل را حل کرد.

 

* به نظرتان آیا درس خواندن و ادامه تحصیل جایگزین تشکیل خانواده و فرزندآوری شده است؟

متأسفانه در برابر برداشتن موانع برای ازدواج ما به‌جای حل مشکل، درس‌خواندن را جلوی پای جوانان گذاشتیم و به آن‌ها گفتیم به درس خواندنتان برسید. در آسیب‌شناسی می‌بینیم که همین مسئله واقعاً اتفاق بدی است. جمعیت ما میانگین سنش در سال ١٣٧٥ پانزده‌سالگی بوده است. پنجاه‌درصد جمعیت زیر ١٨ سال داشتیم هم‌اکنون جمعیت ٣٠ سال است. اگر با همین ضریب رشد حرکت کنیم، در سال ١٤١٥ میانگین سن ایرانیان ٤٢ سال می‌شود و کیفیت زندگی پایین خواهد آمد. مسئولیت‌پذیری این روزها خیلی در جوانان ما کمتر شده و به این دلیل آمار طلاق هم بالا رفته است. مردانگی و غیرت در پسرهای ما خیلی پایین آمده و بی‌اعتمادی نسبت به زندگی مشترک بالا رفته است. وقتی روابط قبل از ازدواج شایع می‌شود، اعتماد و تحکیم خانواده از دست می‌رود. کسی که در دانشگاه رفتار و رابطه دوستانش را می‌بیند، ذهنیتش خراب می‌شود. حتی برخی‌ها درس‌خواندن در دانشگاه را فقط برای ازدواج و تشکیل خانواده می‌خواهند که این خودش یک معضل بزرگ است.

 

* دیدگاه اسلام درباره افزایش جمعیت را چگونه تحلیل می‌کنید؟

دین اسلام نیز با افزایش جمعیت موافق است و از ظاهر برخی آیات و روایات نیز برای تأیید این مطلب استفاده می‌شود، برخی معتقدند که از دیدگاه اسلام طلب فرزند و کثرت نسل مطلوبیت ذاتی دارد. مقصود از مطلوبیت ذاتی، مطلوبیت این امر با قطع‌نظر از شرایط اجتماعی و سیاسی مربوط به فرد و جامعه است؛ یعنی مطلوبیتی که الزاماً با شرایط دنیایی و مادی زندگی اجتماعی و فردی پیوند ندارد و در مقابل، ریشه در جنبه معنوی و فرامادی حیات انسان دارد. در نظریه مطلوبیت معنوی، فزونی‌یافتن عدد مسلمانان صرفاً به‌عنوان ابزاری برای تأمین شوکت و قدرت مادی جامعه اسلامی یا منافع دنیایی پدر و مادر مسلمان دیده نمی‌شود. بلکه مطلوبیت آن ریشه در ارج و ارزشی دارد که مکتب اسلام برای یک فرد موحّد و گوینده لااله‌الاا... به‌عنوان هدف آفرینش او قائل است و نیز به خاطر تأثیری است که این امر در سعادتمندی معنوی پدر و مادر به‌عنوان مخاطبان اصلی این دستور الهی دارد و این همان چیزی است که علامه طباطبایی(ره) آن را نقش نسل مسلمان در ساختن جامعه‌ای توحیدی عاری از شرک و فساد معرفی کرده و تحقق آن را مهم‌ترین مقصد شریعت و دین دانسته است.

 

* وظیفه علما در تربیت دینی جامعه برای فرزندآوری چیست؟

قریب به‌اتفاق علما و فقهای اسلامی چنین دیدگاهی دارند و دلایل آن‌ها به این صورت است که اگرچه بچه‌دارشدن و ازدیاد فرزند واجب نیست، اما کاری بسیار پسندیده است و به خاطر بهانه‌های سست و بی‌پایه نمی‌توان از آن سرباز زد. وظیفه دولت اسلامی است که مردم را به‌سوی آنچه پیامبر(ص) دعوت کرد، سوق دهد. دولت باید با برنامه‌ریزی درست درصدد رفع اضطرار باشد تا دوباره زمینه ترغیب به آنچه پیامبر تشویق می‌فرمود، فراهم شود و مردم، به داشتن فرزند متعدد تشویق شوند.

 

* تحکیم و تربیت صحیح ازنظر اسلام در چه جایگاهی قرار دارد؟

اسلام گرچه به تکثیر موالید توصیه و ترغیب کرده است، اما شواهد فراوان نشان می‌دهد که تنها تکثیر عددی منظور نیست. افزایش کمی و کیفی هر دو باید مورد لحاظ قرار گیرد. به‌عبارت‌دیگر آنچه پیامبر اسلام(ص) به آن توصیه کردند، تکثیر فرزندان شایسته و نیکو است و بدون‌شک توجه به کیفیت و ابعاد روحی و جسمی فرزندان، موجب محدودیت‌هایی در تولیدمثل خواهد شد. اگر نشانه‌های اطمینان‌بخشی وجود داشته باشد که وجود فرزندان زیاد موجب در حرج قرار گرفتن والدین و نابسامانی زندگی آنان یا بازماندن از امور معنوی به خاطر اشتغال بیش‌ازحد به امور فرزندان می‌شود، کثرت فرزندان رجحانی نخواهد داشت. بنابراین توجه به کثرت عددی به معنای عدم جواز اعمال هرگونه کنترل و محدودیت نیست.

 

منبع: شهرآرا

کلمات کلیدی

ارسال نظر

تریبون