تاریخ خبر: کد خبر: 4970

پدر صنایع غذایی کشور:

ایران می‌تواند امنیت غذایی 400 میلیون نفر را تامین کند

شاهرخ ظهیری اظهار داشت: در حال حاضر ظرفیت کارخانجات موجود بیش از 400 درصد نیاز کشور است و باید آنها را از طریق صادرات فعال کرد. اگر کارخانجات با تمام ظرفیت کار کنند، اشتغال در بخش کشاورزی و صنعت بشدت افزایش پیدا می‌کند چون رابطه مستقیم دارند

به گزارش قاصدنیوز،  «شاهرخ ظهیری»، رئیس کمیسیون کشاورزی و صنایع غذایی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران و پدر صنایع غذایی کشور است. او نزدیک به 5 دهه از زندگی خود را در صنایع غذایی گذرانده، موسس و مدیر بیشترکارخانجات مواد غذایی کشور بوده و سندیکای صنایع غذایی کشور به همت او شکل گرفته است. برای بررسی موضوع امنیت غذایی با او به گپ‌وگفت نشستیم که در ادامه می‌خوانید.

 

 

سخن را با این پرسش آغاز کنیم که صنعت غذا در کشور چه جایگاهی دارد؟

من هم در پاسخ به این سوال، چند پرسش را مطرح می‌کنم؛ در این برهه از زمان، صنعت غذا در رشد اقتصادی چه نقشی می‌تواند داشته باشد؟ به‌راستی در حماسه اقتصادی جایگاه صنعت غذا کجاست؟ در چه صنعتی می‌توانیم حماسه‌ساز باشیم؟ صنعت غذا چیست؟ و... به اعتقاد من، نه جامعه و نه دولت هیچ‌یک صنعت غذا را به درستی نشناخته‌اند. اگر این شناخت کافی شود چه خواهد شد؟ فائو چندی پیش آماری منتشر کرده که براساس آن تعداد گرسنه‌های دنیا از یک‌میلیارد و200 میلیون نفر به850 میلیون نفر رسیده. اما از یک طرف جمعیت در حال افزایش است و از آن‌سو توان کشورها در تولید غذا در حال کاهش است.

 

پس چه باید کنیم؟

در حال حاضر بخش کشاورزی کشور می‌تواند 85 درصد نیاز غذایی کشور را تامین کند. 22 درصد اشتغال ایجاد کند، به 20 درصد تولید ناخالص داخلی کمک ‌کند و 25 درصد مواد اولیه صنایع کشور را هم تولید کند. در چنین حالتی که خداوند تبارک از نظر موقعیت جغرافیایی ایران را کشوری 4 فصل قرار داده ‌است، در شمالی‌ترین و جنوبی‌ترین نقطه کشور همیشه می‌توانید بهترین محصول کشاورزی را بدست آورید. برای بیان اهمیت کیفیت محصولات غذایی ایران، سابقه‌ای که یادم است را بگویم.

 

در دهه 70 و در دوران ریاست‌جمهوری آقای هاشمی‌رفسنجانی و دوره وزارت مهندس نعمت‌زاده در صنایع سنگین، من رئیس صنایع غذایی ایران بودم که سفیر ایران در آلمان به من تلفن کرد و گفت:« بازار مشترک اتحادیه اروپا که 3 کشور فرانسه، آلمان و هلند مسؤول تغذیه آن هستند و باید تمام نیازهای غذایی بازار مشترک را تامین کند، حاضر نیستند به ایران بیایند ولی من آنها را راضی کرده‌ام که به ایران سفر کنند.

 

این‌ها تاکنون محصولات کشاورزی مورد نیاز خود را از اسرائیل می‌خریدند. حالا به مشکل برخورده‌اند و من پیشنهاد داده‌ام که از ایران بخرند.» گفتم بفرستیدشان. وقتی آمدند بسیار مجذوب ایران شدند. آنها را به جیرفت بردم. فصل زمستان بود. خودشان هم بذر خیار آورده بودند. بذر نمونه خود را در مزرعه‌ای کاشتند و در طول 5 روز بذرها سبز شدند. سپس قراردادی نوشته و امضاء شد. آن زمان هواپیما به بم نمی‌آمد. در نهایت توافق شد که هر روز دو فروند هواپیمای اختصاصی از طرف آنها بیاید و بارهای خیارشور را به آلمان ببرد و سپس توزیع کند. سپس قرار شد همه محصولات صیفی مورد نیاز بازار مشترک در ایران تولید و به آنجا صادر شود.

 

تصور کنید اگر چنین اتفاقی می‌افتاد چه تحولی روی می‌داد. تقاضای آنها فقط این بود که 30 درصد تخفیف روی قیمت بنزین به آنها داده شود. استاندار وقت کرمان هم وعده داد که شما بروید و قرارداد ببندید، باقی کارها با من. ما رفتیم و قرارداد را بستیم. سال اول اجرای قرارداد چون کارخانه خیارشور آنها در ترکیه بود، گفتند خیارها را با بشکه از ایران به ترکیه می‌برند اما از سال دوم تصمیم بر این بود که کارخانه در ایران راه‌اندازی شود و خیارشور مورد نیاز اروپا را تامین کند. متاسفانه در ادامه مشکلاتی پیش آمد و کارها به سرانجام نرسید. هرچند این کارها بازهم می‌تواند در ایران انجام گیرد و باید بشود.

 

چه مشکلاتی سر راه قرار گرفت؟

متاسفانه کامیون‌هایی که بار خیارشور را از جیرفت به سمت جلفا حمل می‌کردند با اینکه بشکه‌ها پلمپ شده بود، اما چون یک هفته تا 15 روز طول کشید، آب بشکه‌ها در طول مسیر تخلیه شده بود. بنابراین بارنامه مبدأ با وزن‌کشی در زمان ترخیص همخوانی پیدا نکرد و درنهایت گمرک به بار اجازه ترخیص نداد و اینها از بین رفت. اما این پایان کار نبود بلکه فاز دوم از راه رسید.

 

یعنی بازهم پیشنهاد تولید داشتید؟

بله. از سوئیس به من تلفن کردند و گفتند از شما پالپ مربا می‌خواهیم. یعنی پوره مربا که روی شیرینی‌ها می‌ریزند. گفتم چرا محصول ایرانی می‌خواهید؟ گفتند آزمایش کرده‌ایم، طعم، مزه و عطر گلابی، سیب و هلوی ایران را هیچ کجای دنیا ندارد. در ادامه این درخواست سوئیسی‌ها، خدا حفظ کند آقای نعمت‌زاده را، یک مجوز به من دادند و گفتند یک کارخانه تولید پالپ مربا فقط برای صادرات راه‌‌اندازی کنید که این کار هم به مشکلاتی برخورد و به نتیجه نرسید. اما آن استعداد و آمادگی کشور برای تولید محصولات کیفی کشاورزی همچنان وجود دارد. امیدواریم دولت برنامه اختصاصی بگذارد و به غذا فکر کند. ما در صنعت غذا نه‌تنها می‌توانیم بالاترین جمعیت خود را که مقام معظم رهبری عدد آن را دست‌کم 150 میلیون نفر گفته‌اند، تامین کنیم بلکه می‌توانیم صادرات برای بازار 400 میلیون نفری منطقه داشته باشیم.

 

پس چرا این صنعت با وجود همه قابلیت‌هایش به جایگاه و اهمیتی که مثلا نفت دارد، نرسیده است؟

صنعت غذا در ایران به دو موضوع اساسی نیاز دارد؛ نخست قانون است. قانون صنعت غذای کشور برای سال 1346 و تاریخ مصرف آن تمام شده است. امروزه با تحولات و تکنولوژی صورت گرفته در دنیا باید قانون را به‌روز کرد. کمیسیون کشاورزی اتاق تهران قانون جدید را تدوین کرده است.

 

چه زمان؟

در دوره وزارت باقری لنکرانی بر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با مطالعه تمام قوانین موجود در دنیا و غذای حلال، کتاب قانون صنعت غذای کشور را آماده کردیم. اگرچه آن هم در لابلای مشکلات گیر کرد اما حالا دوباره آن را فعال کرده‌ایم و امیدواریم در این دولت به نتیجه برسد. ببینید صنعت غذا از تمام صنایع مجزاست چون زمان تولید آن محدود است. به‌عنوان نمونه برای تولید رب گوجه‌ فرنگی، تولیدکننده فقط 2 ماه فرصت دارد. در این مدت زمان محدود باید میوه‌ها و مرکبات از کشاورزان خریداری، فرآوری، کنسرو و بسته‌بندی شود. در نتیجه صنعت غذا باتوجه به این مدت زمان کم، پول می‌خواهد. همه جای دنیا این‌گونه است. خرید مواد اولیه اعتبار خاص می‌خواهد. برای تسهیل در کار خرید محصولات کشاورزی و فرآوری میوه‌ها هم طرحی داریم که داریم آن را در کمیسیون کشاورزی اتاق تهران آماده می‌کنیم.

 

طرح قرار است چه کاری برای بخش کشاورزی خاصه صنعت غذا انجام دهد؟

این طرح 3 پایه دارد؛ کارخانه، کشاورز، بانک. یعنی کارخانه‌دار با اطمینان کامل براساس ظرفیت کارخانه خود با کشاورز قرارداد ببندد. محصول را از کشاورز بخرد، به او رسید بدهد و کشاورز پول خود را از بانک بگیرد. البته در دوران وزارت عیسی کلانتری بر وزارت جهاد کشاوری، برنامه‌ای به وزارتخانه دادیم و گفتیم یک بار برای همیشه این برنامه را اجرا کنید. ببینید سال‌های سال است که مثلا در یک سال سیب‌زمینی کم، سال بعد زیاد یا فلان میوه کم می‌شود یا در سال بعد آنقدر هست که کشاورز به دلیل ضرردهی حتی حاضر به برداشت آن نیست. آن سالی که هست کارخانه‌دار نمی‌تواند همه محصول را جذب کند در نتیجه کشاورز ضرر می‌کند و سال بعد که کم است کارخانه‌دار ضرر می‌کند.

 

با اجرای این طرح، وضع تولید چه می‌شود؟

در حال حاضر ظرفیت کارخانجات موجود بیش از 400 درصد نیاز کشور است و باید آنها را از طریق صادرات فعال کرد. اگر کارخانجات با تمام ظرفیت کار کنند، اشتغال در بخش کشاورزی و صنعت بشدت افزایش پیدا می‌کند چون رابطه مستقیم دارند. صنعت غذای ایران ارزش افزوده بالایی دارد. در همین دوران تحریم نیز، صنعت غذا کمترین آسیب را دید چون نیازی به خارج ندارد. میزان نیازمندی در این بخش به واردات شاید در حدود 20 درصد باشد. پیش‌بینی کردیم کارخانه‌دار بدهی خود به کشاورز را در مدت 18 ماه و با بهره 10 درصد به بانک بپردازد. نتیجه اینکه قیمت‌ها کاهش پیدا می‌کند، از نظر صادرات هم رقابت‌پذیر هستیم. 

 

منبع:55online.ir

کلمات کلیدی

ارسال نظر

تریبون