تاریخ خبر: کد خبر: 3968

خلأ آموزش و برنامه‌ریزی برای گذران اوقات فراغت زمستانی

چرا برنامه های فراغتی مناسبی برای زمستان نداریم؟

در چنین فضایی است که نهادهای مسئول فرهنگی دست‌به‌دست نهادهای خصوصی فعال در این حوزه باید بکوشند که از یک سو محصولات فرهنگی مناسب برای اوقات فراغت سنین مختلف ارائه دهند و برنامه های پرنشاط جمعی را در فصل های مختلف سال تهیه کنند تدارک ببینند و از سوی دیگر پیش‌تر از آن مقولۀ آموزش را در این حوزه جدی بگیرند؛ مقوله‌ای که در کشور ما به‌شدت از آن غفلت شده است .

چرا برنامه های فراغتی مناسبی برای زمستان نداریم؟

متخصصان در تعریف «اوقات فراغت» گفته‌اند: «مجموعه‌ای از اشتغالاتی است که فرد کاملا به رضایت خود یا برای استراحت یا تفریح یا آموزش یا مشارکت اجتماعی داوطلبانه بعد از آزادشدن از الزامات شغلی، خانوادگی یا اجتماعی به آن‌ها می‌پردازد.» به عبارت دیگر «اوقات فراغت سرگرمی‌هایی است که در آن‌ها فرد آزاد است که استراحت کند یا به دانش و اطلاعات خود بیفزاید یا مهارت‌های خود را ارتقا بخشد یا میزان مشارکت داوطلبانۀ خود را در زندگی اجتماعی فارغ از وظایف و مسئولیت‌های حرفه‌ای، خانوادگی و اجتماعی افزایش دهد.»

 

در بسیاری از موارد عبارت «اوقات فراغت» با کلمۀ «تفریح» همراه است. «تفریح اصطلاحی است که در اکثر موارد در معنایی مشابه با اوقات فراغت به‌کار می‌رود و نشان‌دهندۀ نوعی فعالیت مانند آن یا بازی‌کردن است و به‌عنوان یکی از عملکردهای اوقات فراغت تلقی می‌شود و به‌مثابۀ نیروگرفتن یا آماده‌شدن برای کار است. در واقع وجود چنین عنصری است که تفریح را از زمانی که به بیهودگی و بی‌بندوباری می‌گذرد، متفاوت می‌کند. چنین تعریفی را به‌اصطلاح تفریح سالم می‌نامند و می‌توان گفت که به همین دلیل است که متخصصان کلمۀ تفریح را در کنار عبارت اوقات فراغت مورد مطالعه قرار می‌دهند.»

 

پژوهشگران انواع گذران اوقات فراغت را طبقه‌بندی کرده‌اند و مواردی از این دست را برشمرده‌اند: هم‌صحبتی با دیگران و حضور در میهمانی‌ها، شرکت در انجمن‌ها، ورزش و بازی‌های فعال، رفتن به سینما و تئاتر و…، انجام کارهای شخصی به‌صورت تفریحی، انجام بازی‌های غیرفعال و تماشای تلویزیون، مطالعه و… .

 

 سبک زندگی و شیوۀ گذران اوقات فراغت

البته با وجود این طبقه‌بندی کلی، باید بدانیم که شیوۀ گذران اوقات فراغت تحت تأثیر عوامل گوناگون فردی، اجتماعی و موقعیتی قرار دارد. برای نمونه عوامل اجتماعی موثری همچون جنسیت، سن، تأهل یا تجرد، محل زندگی، پایگاه اجتماعی و اقتصادی و… در انتخاب شیوه یا شیوه‌هایی برای گذران اوقات فراغت اهمیت دارند. به‌عبارت دیگر و به‌طور کلی می‌توان گفت که شیوۀ گذران اوقات فراغت صددرصد بستگی به سبک زندگی افراد دارد.

 

در کشور ما وقتی اصطلاح «اوقات فراغت» مطرح می‌شود، بیشتر ذهن‌ها به «تعطیلات تابستانی مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها» معطوف می‌شود؛ در حالی که «اوقات فراغت» طبق تعریف‌های پژوهشگران که در ابتدا به آن‌ها اشاره شد، مفهوم وسیع‌تری دارد و شامل انواع تعطیلات در طول سال، روزهایی در هفته و حتی ساعت‌هایی در شبانه‌روز می‌شود. این مفهوم در این روزها به‌طوری گسترش پیدا کرده که علاوه بر «اوقات فراغت تابستانی»، دغدغه‌هایی با عنوان «اوقات فراغت زمستانی» و… نیز مطرح شده است.

 

در عین حال، نهادهایی که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم مسئول برنامه‌ریزی و اجرای طرح‌های گذران اوقات فراغت هستند، بیشترین و شاید بتوان گفت همۀ برنامه‌ریزی‌های ناقص و ناکارآمد خود را معطوف به «تعطیلات تابستانی» کرده‌اند و تازه برای آن هم برنامه‌ریزی درستی ندارند؛ به‌طوری که می‌توان دید کودکان، نوجوانان و جوانان در همان تعطیلات تابستانی نیز به‌هیچ‌وجه طبق برنامه‌ریزی نهادها عمل نمی‌کنند و در نهایت هر فرد یا هر خانواده برای خود شیوه‌ای منحصربه‌فرد برای گذران اوقات فراغت برمی‌گزیند که البته باید گفت متأسفانه بسیاری از این شیوه‌ها عاقبت خوشایندی برای افراد به‌همراه ندارند.

 

عمق این خلأ در برنامه‌ریزی‌ها وقتی مشخص می‌شود که می‌بینیم نهادهای مسئول اجتماعی، حتی در مقام حرف نیز هیچ برنامه‌ای برای دیگر اوقات فراغت مثل «اوقات فراغت زمستانی»، «تعطیلات هفتگی»، «ساعت‌های فراغت روزانه» و… ندارند.

 

عمق این خلأ در برنامه‌ریزی‌ها وقتی مشخص می‌شود که می‌بینیم نهادهای مسئول اجتماعی، حتی در مقام حرف نیز هیچ برنامه‌ای برای دیگر اوقات فراغت مثل «اوقات فراغت زمستانی»، «تعطیلات هفتگی»، «ساعت‌های فراغت روزانه» و… ندارند

 

البته باید اذعان کرد که این برنامه‌ها و طرح‌ها حتی اگر وجود داشته باشند، نباید به‌صورت دستوری و اجباری باشند، بلکه نهادهای فرهنگی و اجتماعی باید محصولات پیشنهادی خود را به کودکان، نوجوانان و جوانان ارائه دهند و براساس آموزش‌هایی که از قبل باید به آن‌ها داده می‌شد، توقع نتیجه‌گیری از این طرح‌ها و برنامه‌ها داشته باشند. اینجاست که آسیب های برخی برنامه های فراغتی در گوشه و کنار شهرها سوژه رسانه ها می شود و معمولا رویکرد مسئولان فرهنگی در این گونه موارد سلبی است. شاید انفعال در حوزه برنامه ریزی آنان را به چنین رویکردی می رساند.

 

 اول آموزش، بعد ارائۀ پیشنهاد

‌برای مثال در همین ایام زمستان بسیاری از کودکان و نوجوانان و جوانان اگر فراغتی بیابند، بیشتر ترجیح می‌دهند وقت خود را به‌صورت فردی در اتاقشان صرف بازی‌های غیرفعال کنند و به‌صورت جمعی جایی جز کافی‌شاپ‌ها و قهوه‌خانه‌ها برای گذران اوقات فراغت نیابند. این در حالی است که استفاده از این محصولات چندان مناسبتی با سن‌وسال افراد استفاده‌کننده ندارد و جدا از مضرات شخصی، عواقب اجتماعی ناخوشایندی برای نسل‌های آینده خواهد داشت.

 

در چنین فضایی است که نهادهایی همچون وزارت آموزش و پرورش، وزارت ورزش و جوانان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و… و همچنین نهادهای وابسته به این وزارت‌خانه‌ها دست‌به‌دست نهادهای خصوصی فعال در حوزه‌های فرهنگی باید بکوشند از یک سو محصولات فرهنگی مناسب برای اوقات فراغت سنین مختلف ارائه دهند و برنامه های پرنشاط جمعی را در فصل های مختلف سال تهیه کنند تدارک ببینند و از سوی دیگر پیش‌تر از آن مقولۀ آموزش را در این حوزه جدی بگیرند؛ مقوله‌ای که در کشور ما به‌شدت از آن غفلت شده است.

 

بسیاری از کودکان و نوجوانان و جوانان ما هیچ آموزشی برای شیوۀ گذران اوقات فراغت ندیده‌اند و اگر از آن‌ها در این باره پرسشی شود، هیچ ایده‌ای دربارۀ آن نخواهند داشت. مهم‌ترین آسیب این مسئله این است که هر محصولی در هر شرایطی پیش روی آن‌ها قرار بگیرد، آن را می‌پذیرند، چون هیچ پیشنهاد بهتری به آن‌ها نشده است.

 

منبع: رصد

کلمات کلیدی

ارسال نظر

تریبون