تاریخ خبر: کد خبر: 3350

بایدها و نباید های امر به معروف از نگاه رهبری

نهي از منکر نسبت به گناه آينده است؛ يعني شخص در آينده نبايد مرتکب گناه شود. حال اگر شخصي گناهي مرتکب شده و سعي مي کند که کسي گناه او را نفهمد و ديگر هم آن گناه را تکرار نمي کند؛ در اينجا که نهي از منکري وجود ندارد.

بایدها و نباید های امر به معروف از نگاه رهبری
 به گزارش قاصد نیوز، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (KHAMENEI.IR) همزمان با ایام محرم و صفر طی فراخوانی اعلام کرد به پرسش‌های شرعی مخاطبان که مربوط به احکام امر به معروف و نهی از منکر است، پاسخ می‌دهد.
حجت‌الاسلام والمسلمین فلاح‌زاده -عضو دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای و رئیس مرکز موضوع‌شناسی احکام فقهی- به پرتکرارترین سؤالات مطابق با فتاوای حضرت‌ آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای پاسخ داده‌اند که در ادامه آمده است:

 

آيا امر به معروف واجب فوري است؟ اگر به تأخير افتاد و فرد از دسترس خارج شد، تکليف چيست؟

دقت داشته باشيد که امر به معروف، نسبت به معروف آينده است؛ همين طور نهي ازمنکر نيز نسبت به منکر آينده است. اينکه يکي از شرايط امر به معروف و نهي از منکر اين است که شخص گناهکار، اصرار بر گناه داشته باشد، به اين معناست که تکرار معروف و منکر در آينده ملاک است. يعني فرد خاطي قصد دارد که گناه خود را تکرار کند. بنابراين اگر کسي مثلاً نماز صبحش قضا شده است، اما ما مي دانيم که ايشان فردا صبح نمازش را مي خواند و سعي اش بر اين است که نمازش قضا نشود؛ اين شرايط که امر به معروف ندارد. يا اينکه کسي دروغي گفته است، ولي ما مي دانيم که او ديگر دروغ نمي گويد، يا غيبتي کرده است، اما ما مي دانيم که ديگر اين کار را نمي کند يا ادامه نمي دهد؛ در اين گونه موارد اصلاً امر به معروف و نهي از منکر معنا ندارد. بنابراين امر به معروف، نسبت به معروفي است که فرد در آينده مي خواهد ترکش کند و نهي از منکر نسبت به منکري است که فرد در آينده قصد دارد مرتکبش شود. فلذا واجب فوري بودن به اين معناست که بايد آن غرض امر به معروف و نهي از منکر حاصل شود؛ يعني معروف عملي شود و از منکر جلوگيري کند.

 

حالا اگر فردي در مرحله  مقدمات انجام منکر قرار دارد و ممکن است مثلاً ۱۰ روز ديگر بتواند منکر را انجام دهد، خب در اينجا اگر شما تا ۱۰ روز فرصت داريد که به او تذکر دهيد، اشکالي ندارد که نهي از منکر را به تأخير بيندازيد. اما يک وقتي هست که فرد خطاکار چاقو به دست گرفته و مي خواهد شخصي را بکشد، خب اينجا مسئله مي شود واجب فوري و اگر شما از انجام اين قتل جلوگيري نکنيد. يک آدم بي گناه کشته مي شود. يا اينکه کسي الان نشسته و پشت سر هم غيبت مي کند؛ يا اينکه خانمي حجابش را مراعات نکرده و اين عدم مراعاتش ادامه دار است؛ اينجا ديگر نمي توانيم بگوييم که بگذار فردا تذکر بدهم؛ البته يک وقت است که مي گوييم اگر الان تذکر بدهيم اثر ندارد؛ در اينجا هم وجوب فوري برداشته مي شود؛ در عين حال اگر بدانيم که مثلاً فردا يا پس فردا يا ۱۰ روز ديگر تذکر بدهيم، نسبت به عدم انجام گناهان آينده اثر دارد؛ در اينجا بله، اگر در نهي از منکر تأخير بيندازيد اشکال ندارد؛ به اين دليل که تأخير تذکر در عدم انجام گناهان آينده اثر دارد و نه تذکر و نهي از منکر فوري.

 

بنابراين اجمالاً معلوم شد که نه مي توانيم بگوييم که امر به معروف و نهي از منکر، واجب فوري است و نه مي توانيم بگوييم که واجب تأخيري است؛ در مواردي که امر به معروف فوراً انجام نشود، غرض از دست مي رود و معروف عملي نمي شود و منکر انجام مي شود، فوراً بايد اقدام کرد؛ اما اگر فرصت هست که در آينده تذکر داد و اثر بگذارد، آن وقت امر به معروف وجوب فوري ندارد.

 

اما درباره  قسمت بعدي سؤال که پرسيده اند اگر فوراً امر و نهي نکرديم و فرد از دسترس خارج شد، تکليف چيست؟ پاسخ اين است که شما فعلاً تکليفي نداريد، مگر اينکه روزي او را پيدايش کنيد و در دسترس باشد؛ در اين صورت اگر امر به معروف و نهي از منکر آن موقع شما، وجوب فوري داشته و شما اقدام نکرده ايد و کار را گذاشته ايد براي آينده و سپس او از دسترستان خارج شده است، در اين صورت شما مرتکب ترک واجب شده ايد؛ اما اگر تشخيصتان اين بوده که اگر الان بگويم فايده اي و اثري ندارد و صبر کرديد و بعداً هم او مفقود شده و ديگر در دسترس شما نبوده است، در اينجا ديگر شما گناهي مرتکب نشده ايد.

 

آيا مي شود براي از بين بردن منکري، به جاي تذکر زباني، کار تربيتي درازمدت کرد؟ در صورت تزاحم اين دو روش، کدام يک مقدم است؟

اولاً بايد مطمئن شويم که اگر به جاي تذکر لساني، کارهاي تربيتي انجام دهيم، آيا غرض امر به معروف و نهي از منکر تحقق پيدا مي کند يا نه؟ يک وقت هست اگر بخواهيم تذکر زباني ندهيم تا بعداً کار تربيتي انجام دهيم، اصلاً موضوع منتفي مي شود و فرد گناه را مرتکب شده و معروف را ترک مي کند؛ در اين موارد اصلاً جا ندارد که تذکر زباني را رها کنيم. اما اگر براي اينکه فرد اصلاح شود و ديگر گناه نکند، تذکر زباني فايده اي ندارد يا فايده اش چندان تأثير زيادي ندارد و مقطعي است؛ و در اين حال اگر ما بگذاريم تا يک کار تربيتي درازمدت انجام دهيم، آن وقت ايشان کلاً اصلاح مي شود و در آينده ديگر گناه نمي کند و دور گناه نمي رود، خب در اينجا کار تربيتي مقدم است. بنابراين خودتان بايد شرايط را بسنجيد و ببينيد که کدام اقدام تأثير و دوامش بيشتر است؟ هر کدام که مؤثرتر و مفيدتر بود، آن کار را انجام دهيد.

 

آيا امر به معروف فردي که در حريم شخصي خود گناه مي کند، واجب است؟

همان طور که گفتيم نهي از منکر نسبت به گناه آينده است؛ يعني شخص در آينده نبايد مرتکب گناه شود. حال اگر شخصي گناهي مرتکب شده و سعي مي کند که کسي گناه او را نفهمد و ديگر هم آن گناه را تکرار نمي کند؛ در اينجا که نهي از منکري وجود ندارد. اما اگر شخص گناهي را که مرتکب شده و سعي دارد که آن را مخفي نگه دارد و در آينده هم تکرار کند، با توجه به اينکه آبروريزي و علني کردن اين گناه جايز نيست و تجسس در کار ديگران که بفهميم آيا او مي خواهد مجدداً گناه کند يا نه، اين هم جايز نيست، اما نهي از منکر واجب است؛ اين را توجه داشته باشيد که در امر به معروف و نهي از منکر ما مجاز نيستيم که جست وجو و تفحص کنيم و ببينيم که آيا شخص گناه مرتکب مي شود يا نه؟ اگر ما به طريق صحيح فهميديم که فردي مي خواهد گناهي را تکرار کند يا يک گناهي را مي خواهد انجام بدهد، ولي هنوز انجام نداده؛ در اينجا نهي از منکر واجب است، ولو اينکه گناه او مخفي بوده و خودش سعي مي کند کسي نفهمد. بنابراين آن گناهي که انجام شده، ديگر نهي از منکر ندارد، اما اگر باز مي خواهد تکرار کند، اگر بتوانيم، بايد جلوي گناه او را بگيريم، آن هم تا حد تذکر زباني بر ما واجب است.

 

سؤال کرده اند که در روايات و قرآن آمده است که در زندگي شخصي افراد تجسس نکنيد. با اين حال آيا امر به معروف و نهي از منکر، تجسس در امور شخصي ديگران نيست؟ در جواب بايد عرض کنيم به چه صورت؟ اگر يک شيوه  امر به معروف و نهي از منکر را مي بينيد که صحيح نيست، اين شيوه، دستور دين نيست. همان احکامي که امر به معروف و نهي از منکر را واجب دانسته است، همان احکام هم تجسس در امور شخصي ديگران را حرام دانسته و نکته  مهم تر در امر به معروف و نهي از منکر اين است که اگر شما برويد تجسس کنيد که آيا فردي حرام مرتکب مي شود يا نه و سپس نهي از منکر کنيد و يا تجسس کنيد آيا او ترک واجب مي کند يا نه و سپس امر به معروف کنيد جايز نيست. اگر گناهي از او ديديم که بناي تکرار دارد، واجب است نهي از منکر کنيم؛ تازه اگر ديديم بناي تکرار ندارد، نهي از منکر معنا ندارد و جايز نيست. اما در صورتي که فرد گناهي را مي خواهد مرتکب شود، نه اينکه شما برويد تحقيق کنيد تا بدانيد که اين کار اصلاً جايز نيست، اگر دانستيد که مي خواهد گناهي را مرتکب شود، بر شما واجب است نهي از منکر کنيد.

 

آيا دعوت يک فرد غيرمسلمان به اسلام يا دعوت يک فرد غيرشيعه به مذهب تشيع امر به معروف محسوب مي شود؟

بله، چه امر به معروفي بالاتر از اين؟ گاهي وقت ها اين کار نهي از منکر هم هست؛ مثلاً شخصي غيرمسلمان است و خيلي از واجباتي که در دين اسلام واجب شمرده شده و وظيفه  ديني است را ترک کرده و برخي از اعمالي که در دين اسلام حرام شمرده شده است را مرتکب مي شود، زيرا متدين به اين دين نيست. بايد توجه داشت که غيرمسلمان هم مکلف به اين تکاليف است و بالاتر از همه  اينها، اصل اعتقاد و اقرار او به توحيد و نبوت يعني اسلام، واجب بسيار مهمي است و او ترک کرده است و ما اگر بتوانيم او را امر کنيم که مسلمان بشود مهم ترين امر به معروف و نهي از منکر است. همچنين مثلاً شخصي پيرو مکتب اهل بيت عليهم السلام نيست و چون اين طريق را ما حق مي دانيم و به خاطر اينکه در اين طريق نيست ممکن است برخي واجبات را ترک کند يا برخي از کارهايي که در ساير مذاهب مشروع شمرده شده و در مکتب اهل بيت عليهم السلام نامشروع است را مرتکب شود، بنابراين اگر دعوتش کرديم به مسير حق و پيروي از مکتب اهل بيت عليهم السلام، خب اينجا جلوي آن گناهان گرفته مي شود و آن معروف ها هم عملي مي شود. بله اين مورد هم از جمله موارد مهم امر به معروف و نهي ازمنکر است، ولي به هر حال نسبت به هر معروف و منکري بايد از شيوه هاي خاص خودش استفاده کرد.

 

اگر در محل کار، کسي رشوه بگيرد، آيا گفتن به مسئولين بالاتر، يک معروف است؟

اولاً وظيفه  شما نهي از منکر است؛ يعني رشوه دادن و رشوه گرفتن منکر است و هر دوي آنها اهل عذاب و آتش هستند؛ اما اينکه اگر به رئيس اداره بگوييد آيا مصداق نهي از منکر است يا نه؟ در جواب بايد عرض کنم که براي اينکه جلوگيري بشود از آن حرکت، اگر تشخيص مي دهيد که آن طريق تأثيرگذار است و جلوگيري مي کند از منکر، بله بايد بگوييد؛ اما اگر نه، يک وقت است که اگرخودتان بگوييد در او اثر مي گذارد؛ در اينجا نبايد گناه کسي را به ديگري گفت، درست است که او گناه کرده، اما نبايد به ديگري هم بگوييد که او گناه کرده است. فلذا خودتان به او بگوييد، اما اگر اين گفتن اثر و فايده اي ندارد، در اين صورت اگر با گفتن به رئيس اداره، جلوي منکر گرفته مي شود و مفسده اي هم پيش نمي آيد، اين کار نه تنها از مصاديق نهي از منکر است، بلکه بر شما واجب است که آن را انجام دهيد.

 

اگر شک داريم که فرد خطاکار، جاهل به حکم است يا عالم به آن، در اينجا آيا تکليف امر به معروف داريم يا خير؟ يعني آيا حکم نهي از منکر در اينجا مصداق نمي يابد؟ يا اينکه حکم «ارشاد جاهل» يا «تنبيه غافل» مصداق مي يابد؟

اتفاقاً «ارشاد جاهل» از مصاديق امر به معروف است؛ چون جاهل، جاهل به وظيفه است و چون جاهل است، يا واجبي را ترک مي کند يا منکري را مرتکب مي شود. اما اگر فردي، جاهل به حکم بود و جهل او باعث ترک واجبي يا ارتکاب منکري نمي شد، در اينجا بر ما واجب نيست که او را راهنمايي کنيم يا ارشاد کنيم. مثلاً يک نفر هست که نه باغي دارد و نه مزرعه اي؛ اگر اين فرد جاهل به احکام مزارعه و مساقات باشد، آيا بر ما واجب است که او را ارشاد کنيم و احکام مزارعه و مساقات را به او بگوييم؟ خير، چون ندانستن اين احکام، نه باعث ترک واجبي از او مي شود و نه باعث ارتکاب گناهي. پس ارشاد جاهل در اين موارد نيست، بلکه ارشاد جاهل درموردي است که شخص، حکم را نمي داند و به خاطر ندانستن اين حکم واجبي را ترک مي کند يا منکري را مرتکب مي شود. بنابراين اين از مصاديق امر به معروف و نهي از منکر است يا اين که از مقدمات امر به معروف و نهي از منکر است. چرا که در احکام امر به معروف آمده است که اگر کسي اقدام به کاري کرد که آن کار مقدمه  ورود به منکري است، يا اقدام به کاري کرد که آن کار در آينده منجر به ترک وظيفه مي شود، در اينجا جلوگيري از آن مقدمه واجب است. در اينجا اگر دانستن حکم سبب مي شود که آن فرد گناه نکند و ندانستن حکم سبب گناه کردن او مي شود، بايد او را از باب مقدمه  واجب ارشاد کرد و اين ارشاد مي شود امر به معروف. لذا اگر ما يقين نداريم که کاري که فرد انجام نمي دهد بر او واجب است يا نه، و همچنين اگر يقين نداريم عملي را که فردي انجام مي دهد بر او حرام است يا نه، در اين موارد نهي از منکر بر ما واجب نيست. يعني اگر نمي دانيم، بر ما واجب نيست.

 

منظور دقيق از احتمال تأثير امر به معروف و نهي از منکر چيست؟

منظور از احتمال تأثير، آن صرف الوجود نيست، عدد بالاي صفر هم نيست بلکه ما در بحث شکيات نماز نيز اين مسئله را داريم که اگر کسي شک در رکعات داشته باشد مثلاً اگردر رکعات نماز چهار رکعتي شک داشت در برخي از موارد يک وظيفه اي دارد و بايد انجام بدهد و نمازش هم صحيح است ولي اگر مقداري فکر کند اين شک مستقر شد، يعني پنجاه پنجاه ماند، اين معناي شک است. اگر يک طرف شک بيشتر شد مثلاً يک طرف شصت و نقطه مقابلش چهل مي شود، يعني من شصت درصد احتمال مي دهم که در رکعت سوم باشم، چهل درصد احتمال مي دهم رکعت دوم باشم، مي گويند بنا را برطرف محتمل بگذار يعني آن طرفي که از پنجاه به بالاست. احتمال تأثير اينجا معنايش همين است يعني از نقطه پنجاه پنجاه برود بالا يعني مثلاً شصت درصد، هفتاد درصد احتمال مي دهد ولي يقين ندارد و صد درصد نيست، ترديد هم ندارد اما اگر ترديد داشت و پنجاه پنجاه بود، امربه معروف و نهي از منکر واجب نيست ولي اگر مفسده اي نداشته باشد جايز است و اشکال ندارد. اما اگر پنجاه پنجاه بود و امر ونهي نکرد روز قيامت معاقب نيست (کيفر نمي شود) چون احتمال تأثير مي داد پس احتمال معنايش نقطه صفر و بالاتر نيست و از پنجاه درصد به بالا مي شود احتمال تأثير.

احتمال تأثير براي اين است که غرض امر به معروف و نهي از منکر تحقق پيدا کند. امر به معروف براي اين است که عمل به معروف در جامعه محقق شود و نهي از منکر هم براي آن است که منکر در جامعه برچيده و ترک شود و افراد گناه نکنند. اگر ما احتمال تأثير ندهيم، يعني امر و نهي ما وقت تلف کردن باشد، ممکن است که امر و نهي واجب نباشد. بنابراين احتمال تأثير شرط وجوب امر به معروف و نهي از منکر است و نه شرط جواز آن؛ گاهي وقت ها امر و نهي واجب است، گاهي جايز است، گاهي حرام است. اگر ما احتمال مي دهيم که امر و نهي اثر مي کند، خب واجب است. يک وقت يقين نداريم ولي احتمال مي دهيم اثر دارد، خب اينجا هم واجب است. يک وقت نمي دانيم اثري دارد يا نه و از طرف ديگر مفسده اي دارد يا نه، اينجا امر به معروف و نهي از منکر جايز است و اشکالي ندارد ولي واجب نيست؛ و همچنين جايي که مي دانيم اثر ندارد آنجا ممکن است بگوييم استحباب هم ندارد؛ جواز هم ممکن است نداشته باشد.

 

اگر همسر نسبت به نماز کاهل باشد، تکليف من چيست؟

اگر واقعاً کاهل نماز است يعني گاهي مي خواند و گاهي نمي خواند شما وظيفه داريد در مرحله اول، ترک مراوده کنيد، ترک مراوده يعني اينکه مثل قبل احترامش نکنيد، مثل قبل تحويلش نگيريد مثل قبل برايش خريد نکنيد، اگر چه نفقه واجب است ولي هدايا و امثال آن راکم کنيد يا اگر تحويلش بگيريد تأثير مي گذارد اين گونه کنيد که هديه بيشتري برايش بخريد، طلايي برايش بخريد ايامي که مسافرت مي رويد سوغاتي برايش بياوريد، تعريفش کنيد تا ان شاءا... اثرگذار باشد. شما تا اين مرحله و فقط تا تذکر لساني و گفتن وظيفه داريد. حال فرق نمي کند همسر باشد، فرزند باشد، پدر و مادر باشد ولي خب با مراعات مراحلي که گفته شده است به شيوه اي که مؤثر واقع شود، عمل کنيد.

 

آيا امر به معروف و نهي از منکر با حالت خودبرتربيني صحيح است؟

خير صحيح نيست، هم در روايات وارد شده هم در فتاواي فقها، در تحرير الوسيله حضرت امام(ره) نيز آمده است.

نظر حضرت آقا هم همين است که اصلاً کسي که آمربه معروف و ناهي از منکر است اولاً نبايد خودش را بالاتر از طرف مقابل بداند و تعبير اين است که گاهي يک کسي گناهي هم مرتکب مي شود بر ما هم واجب است جلوگيري کنيم از گناهي که انجام مي دهد اما يک وقت مي بينيم او يک اوصاف پسنديده اي دارد که نزد خداوند مقرب است. يک عده خاصي معصوم هستند، ممکن است طرف، آدم بسيار خوبي باشد اما حالا يک گناهي هم انجام داده يا مي خواهد انجام دهد نبايد بنده که آمربه معروف و ناهي از منکر هستم خودم را برتر از او بدانم، اين صفت، صفت خوبي نيست. دوم اينکه درباره اظهار فخرفروشي يا اين گونه کارها فرموده اند که تحقير ديگري حرام است و نبايد اين کار را کرد. بنابراين امربه معروف و نهي از منکر طوري نباشد که يعني ما داريم مي گوييم که مثلاً ما چنين کارهايي را انجام مي دهيم پس تو چرا انجام نمي دهي بعد هم بخواهيم جلوي ديگران آبرويش را ببريم و او را کوچک کنيم، تحقيرش کنيم. اين جايز نيست مگر اينکه گناه، گناه بسيار بزرگي باشد و جز از اين راه نمي شود جلوگيري کرد و اهميت آن بيشتر از اين تحقير باشد که اين ها هم تشخيصش کمي دشوار است.

 

اگر بر اثر امر به معروف و نهي از منکر دل کسي بشکند، آيا نهي کننده از اين بابت مسئول است و بايد جبران کند؟

دل شکستن اگر به اين معناست که او اذيت مي شود، آزار دادن ديگران ولو براي امر به  معروف و نهي از منکر جايز نيست، مگر اينکه آن گناه، گناه بسيار بزرگي باشد يا آن معروفي که ترک مي کند خيلي مهم باشد و راه ديگري هم نداشته باشيم. در اين حالت ممکن است بگوييم خب دلش هم بشکند عيبي ندارد، ولي ديگر گناه نکند، اينجا دل شکستني است که چاره اي از آن نيست و از سر عطوفت و مهرباني است. تعابيري نسبت به امر به  معروف و نهي از منکر داريم که بايد آمر به  معروف و ناهي از منکر مثل پدري مهربان و طبيبي دلسوز باشد و همان طور که ممکن است از روي دلسوزي پدر به فرزندش تندي کند که راه خطا نرود، آمر به  معروف هم بايد اين طور باشد، مثل طبيب دلسوزي که تيغ جراحي مي گذارد و بدن را مي شکافد، اما نمي خواهد به مريضش ستم کند، بلکه از روي دلسوزي است و مي خواهد بيمارش از بيماري رهايي پيدا کند. آمران به  معروف و ناهيان از منکر بايد اين گونه باشند. فلذا ممکن است دل آن شخص هم بشکند، اما دل شکستني که فرد، گناه نمي کند و به جهنم نمي رود خوب است.

 

در همين رابطه، پرسيده اند که اگر امر به معروف و نهي از منکر باعث کدورت و اختلاف شود هم آيا باز واجب است؟ پاسخ اين است که يکي از شرايط امر به  معروف و نهي از منکر اين است که مفسده اي نداشته باشد؛ يکي از مفسده ها، همين اختلاف و دودستگي بين بستگان و خانواده هاست. حال ممکن است يک کدورتي پيش بيايد، اما بعدش برطرف بشود؛ اينجا بحث تزاحم اهم و مهم پيش مي آيد. گرچه ايجاد کدورت و بقاي کدورت بين مؤمنان صحيح نيست؛ اما گاهي وقت ها کدورتي جزئي پيش مي آيد ولي آن گناهي که مرتکب مي شود يا واجبي که ترک مي کند، آن قدر مهم است که حالا بگوييم کدورت هم پيش مي آيد اشکالي ندارد. مثل  اينکه گاهي برخي مجالسي دارند، مجالس شادي و حد و مرز شرعي را مراعات نمي کنند؛ بزن وبکوب است، رقص است؛ امثال اين هاست؛ اختلاط محرم و نامحرم است. خب حالا ما مي دانيم چنين مجلسي مي خواهند برگزار کنند؛ اگر ما تذکر دهيم يک کدورتي پيش مي آيد ولي بعد از مدتي برطرف مي شود و گفتن ما درصورتي که اثر داشته باشد يعني ديگر اين کارها را نکنند يا شما رفتي در مجلسشان و ديدي که وضع اين است خب اگر تذکر بدهي اثر مي کند، ولي فعلاً با شما يک کمي کدورت پيدا مي کنند و بعد از مدتي هم برطرف مي شود. خب اين اهميتش خيلي زياد است و بايد نهي از منکر کرد.

 

اما اگر موجب اختلاف مي شود، اختلاف و دودستگي بسيار ناپسند است و اسلام به شدت با آن برخورد کرده است و قرآن و روايات و فتاوا بر اين است که وحدت بين مؤمنان محفوظ بماند و از هر کاري که موجب اختلاف و تفرقه است بپرهيزند، اگر واقعاً اختلاف در آن حد است و به قول معروف نمي ارزد به خاطر اين واجبي که طرف ترک کرده و ما مي خواهيم امر کنيم يا منکري که مي خواهد مرتکب بشود و ما نهي کنيم و اين وحدت فداي آن بشود، نبايد امربه معروف و نهي از منکر کنيم. اما اگر اين واجب خيلي مهم است؛ اين منکر، منکر بسيار بزرگي است و اگر اختلاف جزئي هم پيش آمد بعداً برطرف مي شود اينجا بايد امرونهي کرد.

 

آيا در امر به معروف و نهي از منکر، اجازه  شوهر شرط است؟

امربه معروف و نهي از منکر واجب کفايي است و مثل حج واجب عيني نيست که شخص مستطيع شده باشد، يعني خانم مستطيع شده و مي خواهد برود حج و شوهرش اجازه نمي دهد که در اينجا اجازه  شوهر و رضايت شوهر شرط نيست؛ چون واجب، واجب عيني است؛ اما امر به  معروف و نهي از منکر واجب کفايي است، يعني مثل دفن ميت است؛ اگر يک کسي فوت کرده، خب يک عده جمع مي شوند او را دفن مي کنند، خانمي هم مي خواهد براي تشييع جنازه يا تجهيز ميت برود، اما شوهرش به او مي گويد نرو، اينجا خانم بايد حرف شوهرش را گوش کند و نرود. بنابراين اگر لازمه  امر به  معروف و نهي از منکر براي زن، خروج از منزل است، اجازه  شوهر براي او شرط است؛ مگر در موردي که واقعاً بعيد است و آن اينکه فردي مي خواهد منکري را مرتکب شود يا واجبي را ترک کند و امر به  معروف و نهي از منکر منحصر شده در همين خانم و تنها اين خانم است که مي تواند از منزل خارج شود و جلوي منکر را بگيرد. اينجا ديگر امر به معروف و نهي از منکر واجب عيني است و در اين صورت اجازه  شوهر شرط نيست؛ اما اينکه آيا واقعاً امربه معروف و نهي از منکر منحصر شده در آن خانم يا نه، اين موارد تشخيصش بسيار مشکل است و نادر. فلذا به طور کلي خانمي اگر بخواهد براي فراگيري احکام امر به  معروف و نهي از منکر يا براي امر به  معروف و نهي از منکر از خانه خارج شود، بايد از شوهرش اجازه داشته باشد، ولو اجازه  کلي.

 

اگر حتي يکي از شرايط امر به معروف و نهي از منکر وجود نداشت، آيا امر به معروف حرام مي شود يا فقط از وجوب مي افتد؟

نسبت به شرط اول که علم به معروف و منکر است، اگر واقعاً نمي داند که شخص واجب را ترک مي کند يا مرتکب حرام مي شود، در اينجا في نفسه وجوب برداشته مي شود، يعني اگر امر به  معروف و نهي از منکر هم کند اشکالي ندارد. نسبت به شرط دوم، اگر احتمال تأثير نمي دهد، در اينجا هم باز وجوب برداشته مي شود و مي تواند امر و نهي کند، اما نسبت به وجود مفسده، يعني اگر امر و نهي مفسده اي پيش آورد، اينجا امر ونهي حرام مي شود.

 

پرسيده اند که آيا در نهي از منکر، تذکر دادن زباني به فرد انجام دهنده  منکر و سپس رفتن از محل انجام منکر کافي است؟ يا اينکه بايد تا رفع منکر در آنجا ماند و پافشاري کرد؟ پاسخ اين است که گاهي وقت ها بايد تذکر داد و رفت؛ چون فرد نهي کننده کار ضروري دارد و فرصت ندارد که بايستد و باز تذکر دهد، گاهي وقت ها هم شما يک بار تذکر داده اي، اما اثر نکرده است و احتمال هم نمي دهي که اگر بار دوم هم تذکر دهي، مؤثر باشد؛ اينجا ديگر لزومي ندارد که بماني و دوباره تذکر بدهي. اما گاهي اوقات براي شما اين امکان وجود دارد که بمانيد و بر تذکرتان پافشاري کنيد و در اين تکرار تذکر هم احتمال اثر مي دهيد، در اين مواقع بايد ماند و نهي کرد تا ان شاءا... اثر بگذارد.

کلمات کلیدی

ارسال نظر

تریبون