تاریخ خبر: کد خبر: 8040

تحول‌خواهی طلاب حوزه علمیه خراسان از مدیر جدید این مجموعه

به نظر می‌رسد که بهترین زمان ممکن برای مطالبه «تحوّل حوزه» فرا رسیده است؛ تحولی که ضروری و اجتناب‌ناپذیر است‏ و اگر حوزه بخواهد از آن بگریزد، «منزوى خواهد شد؛ اگر نمیرد، اگر زنده بماند.»[3]

به گزارش«قاصدنیوز»، جمعی از طلاب مدارس علمیه مشهد مقدس طی نامه ای به حجه الاسلام و المسلمین سید مصباح عاملی، مدیر جدید حوزه علمیه خراسان پیشنهاداتی برای رشد و بالندگی هرچه بیشتر حوزه علمیه خراسان بر اساس تاکیدات رهبری ارائه دادند. متن این نامه به شرح ذیل می باشد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مدیر محترم حوزه علمیه خراسان

جناب حجت الاسلام و المسلمین سید مصباح عاملی دامت توفیقاته

 

سلام علیکم

 

حوزه علمیه خراسان از دیرباز مهد علمای ربّانی و مجتهدان مجاهدی ـ از حضرات آیات: شیخ مجتبی قزوینی، میرزا جواد آقا تهرانی و میرزا حسنعلی مروارید رضوان الله علیهم تا حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی ـ بوده است، که علاوه بر تعلیم و تربیت شاگردان متعدّد و بهره‌مندی اقشار مختلف مردم از فیض وجودشان، با نقش‌آفرینی فعّال در جریان نهضت امام خمینی قدس سره، پیش و پس از انقلاب، حوزه خراسان را به یکی از مراکز مؤثّر در تحولات دهه‌های اخیر کشورمان تبدیل کرده‌اند.

 

اکنون که پس از ارتحال یار صدیق امام و رهبری و مدیر عالی حوزه علمیه خراسان، مرحوم آیت الله واعظ طبسی رحمة الله علیه، رهبر معظم انقلاب مد ظله العالی یکی از شاگردان و همراهان با سابقه خویش در دوران مبارزه علیه رژیم ستم‌شاهی را به عنوان مدیر حوزه خراسان منصوب نموده‌اند، بارقه‌های امید، در دل‌ طلاب جوان انقلابی سربرآورده است.

 

حوزه علمیه به عنوان «قوام اصلى و ستون مهم انقلاب و نظام مقدس جمهورى اسلامى‏»[1]، امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند نسخه‌ای برای تحول است؛ نسخه‌ای که در خلال بیانات رهبر فرزانه انقلاب مد ظله العالی (در دیدار با جمع‌های مختلف حوزوی، از مدیران تا اساتید و طلاب) برای اصلاح و تکمیل و کارآمدی روزافزون حوزه پیچیده شده است.

 

هر انسان منصفی، با مطالعه و بررسی دغدغه‌های پرتکرار ایشان پیرامون حوزه و روحانیت ـ که در قالب بیش از 1000 صفحه جمع‌آوری شده است ـ درمی‌یابد که از اصول، راهبردها و حتی بسیاری از راهکارهای جزئی درباره اصلاح و کارآمدی حوزه و روحانیت، نکته‌ای نیست، مگر آن‌که در کلام آن رهبر حکیم ارائه شده و حجت را بر همه مدیران و اساتید و طلاب تمام کرده است. ولی متأسفانه باید گفت که بسیاری از آن ارشادات حکیمانه، همچنان در لابه‌لای نوشتارها محبوس مانده و ـ با کمال تأسف ـ از سوی بسیاری، حتی مورد خوانش نیز قرار نگرفته است؛ تا جایی که خود ایشان نیز تلویحاً از این واقعیت تلخ، گلایه کردند.[2]

 

اما اکنون که با درایت مقام معظم رهبری مد ظله العالی ، اولا استقلال حوزه علمیه خراسان حفظ شده، ثانیا «شورای عالی حوزه خراسان» تشکیل شده و ثالثا به دلیل ترکیب کامل و کارآمد (که شامل سه تن از علمای تراز اول مشهد (با سابقه چندین ساله تدریس خارج فقه و اصول، که انقلابی، شاگردپرور، دلسوز، مردمی و محبوب عموم طلاب و اساتید هستند)، نماینده محترم ولی فقیه، تولیت معزّز آستان قدس رضوی و دو تن از شاگردان رهبر معظم انقلاب مد ظله العالی است) وزانت و جایگاه آن شورا ارتقای چشم‌گیری یافته، به نظر می‌رسد که بهترین زمان ممکن برای مطالبه «تحوّل حوزه» فرا رسیده است؛ تحولی که ضروری و اجتناب‌ناپذیر است‏ و اگر حوزه بخواهد از آن بگریزد، «منزوى خواهد شد؛ اگر نمیرد، اگر زنده بماند.»[3]

 

با عنایت به این مقدمه، ضمن عرض تبریک به حضرتعالی به خاطر کسب اعتماد رهبر معظم انقلاب مد ظله العالی در تصدی جایگاه حساس مدیریت حوزه علمیه خراسان، پیشنهادهایی را ـ که عمدتاً برگرفته از بیانات مصرّح مقام معظم رهبری مد ظله العالی است ـ به محضرتان متذکر می‌شویم؛ امید آن‌که در مسیر انجام وظایف خطیرتان، مفید واقع شود:

 

1. ابلاغ و اجرای «برنامه تحولی» مبتنی بر «سند چشم‌انداز» و «نظام جامع آموزشی حوزه علمیه خراسان» در کنار رصد، بازخوردگیری مستمر و اعمال تغییرات به‌هنگام

2. تکمیل «نظام جامع آموزشی حوزه علمیه خراسان» با تدوین و اجرای بسته‌های «نظام جامع تربیتی»، «نظام جامع پژوهشی»، «نظام جامع تبلیغی» و «نظام جامع جذب و پذیرش»

3. تأسیس «معاونت تهذیب»

4. تشکیل «مجمع اساتید» و «مجمع نمایندگان طلاب»

5. فعال‌سازی ظرفیت حوزه علمیه خراسان برای «نشر اسلام ناب» و «صدور انقلاب» با استفاده از ظرفیت‌های بی‌نظیر مشهد مقدس و حضور میلیونی مسلمانان از سراسر جهان

6. تعریف و پی‌گیری ساختارمند مناسبات حوزه و نظام

7. توسعه و تقویت «مؤسسات علمی ـ پژوهشی» حوزوی، به ویژه با رویکرد «کاربردی»

8. برنامه‌ریزی برای تجهیز طلاب به ابزار «هنر» و «رسانه»

9. پی‌گیری «نهضت آزاداندیشی» با راه‌اندازی کرسی‌های «نظریه‌پردازی»، «نقد» و «پاسخ به سؤالات و شبهات»

10.مدیریت بر مبنای حفظ عزت و کرامت علما، اساتید و طلاب

 

در پایان، ضمن قدرشناسی نسبت به زحمات همه مسؤلانی که در سال‌های گذشته در مجموعه مدیریتی حوزه، خدمت‌گزار سربازان حضرت ولی عصر أرواحنا فداه بوده‌اند، آمادگی خود را برای هرگونه یاری‌رسانی و خدمت در جهت پیشبرد مأموریت‌های خطیرتان اعلام می‌داریم؛ بدان امید که در آینده‌ای نزدیک، شاهد تحولات امیدبخش و به ثمر نشستن فعالیت‌های مدبرانه و مجاهدانه جنابعالی و مجموعه مدیریتی حوزه باشیم.

 

توفیقات روزافزونتان را در خدمت به حوزه علمیه و جلب رضایت ولی الله الأعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف عاجزانه از درگاه خداوند تبارک و تعالی تمنا داریم.

 

با احترام

جمعی از طلاب مدارس علمیه مشهد مقدس

20 اسفند 1394

 

رونوشت:

دبیر محترم شورای عالی حوزه علمیه خراسان دامت توفیقاته

دفتر مقام معظم رهبری مد ظله العالی

 

 

 

پیوست: تشریح پیشنهادات ده‌گانه

 

 

1. ابلاغ و اجرای «برنامه تحولی» مبتنی بر «سند چشم‌انداز» و «نظام جامع آموزشی حوزه علمیه خراسان» در کنار رصد، بازخوردگیری مستمر و اعمال تغییرات به‌هنگام

 

با همت جمعی از صاحب‌نظران و مدیران دلسوز حوزه، «سند چشم‌انداز بیست ساله» ـ به عنوان سند بالادستی همه فعالیت‌های آتی حوزه ـ و «نظام جامع آموزشی حوزه علمیه خراسان» ـ که گام بلندی در نزدیکی هر چه بیشتر به حوزه تراز انقلاب اسلامی و از وجوه امتیاز حوزه علمیه خراسان نسبت به حوزه قم به شمار می‌آید ـ آماده شد و با عنایت مدیر فقید حوزه خراسان، به تصویب رسید و چندی پیش از سوی معاونت آموزش و پژوهش حوزه رسما ابلاغ گردید. تدوین برنامه تحولّی بر مبنای «سند مبانی و کلیات نظام جامع آموزشی حوزه علمیه خراسان»، از حدود سه سال پیش و با تلاش‌های پی‌گیرانه‌ جمعی از اساتید و فضلای فرهیخته و دغدغه‌مند در قالب «کارگروه تحوّل» آغاز شد و با صرف صدها ساعت کار تخصصی و بهره‌گیری از مشاوره‌های متنوع شخصیت‌های علمی (حوزوی و دانشگاهی) و نقد و بررسی موشکافانه در گروه‌های علمی، در قالب یک بسته کامل عملیاتی تنظیم گردید، که تقاضا داریم در آینده نزدیک، از سوی حضرتعالی ابلاغ شده و اجرایی شود.

 

از بارزترین خصوصیات برنامه تحولی مذکور، می‌تواند موارد زیر باشد:

أ- محوریت دادن (واقعی، نه صوری) به قرآن و حدیث (به ویژه «نهج البلاغه» و «صحیفه سجادیه») در برنامه آموزشی حوزه

ب- کوتاه کردن سنوات طولانی تحصیل[4] (خصوصا در سطوح یک، دو و سه) البته با حفظ کیفیت، با استفاده از روش‌ها[5] و ابزارهای نوین آموزشی[6]

‌ج- تکمیل برنامه آموزشی دوره عمومی با شبکه متنوع علوم اسلامی و افزودن مواد دیگری بر اساس اقتضائات جهان امروز[7]، از قبیل: کلام جدید، سیره، تاریخ (اسلام، معاصر، غرب، تمدن)، آشنایی عمیق با معارف انقلاب اسلامی و پایه‌های نظری حکومت اسلامی (خصوصاً نظریه «ولایت فقیه»)، آشنایی با کلیات و اهم مسائل علوم انسانی (جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، اقتصاد، علوم سیاسی و حقوق)، جریان‌شناسی، دشمن‌شناسی و تحلیل سیاسی و ...

‌د- لحاظ کردن تفاوت سطوح مختلف تحصیلی (سیکل، دیپلم و تحصیلات دانشگاهی) و استعدادهای متنوع ورودی‌های حوزه در کم و کیف برنامه آموزشی ایشان[8]

‌ه- تخصیص امکانات و خدمات به افراد و مجموعه‌ها، بر اساس میزان بهره‌وری و کارمدیآمدی

‌و-بازگرداندن آزادی عمل طلاب در انتخاب اساتید (به تأسّی از سلف صالح)، در عین پایش و سنجش یکپارچه و مستمر

‌ز- جایگزینی یا بدیل قرار دادن متون آموزشی کارآمدتر در برنامه درسی و سنجش طلاب داوطلب، بر مبنای آن متون

‌ح- دادن اختیارات و ابتکار عمل به مدیران و مجریان برنامه جهت هدایت تحصیلی طلاب متناسب با استعدادها و اقتضائات آنان

 

همچنین تقاضا داریم برای طلاب علاقمندی که هم‌اکنون در حال تحصیل در سطوح یک، دو و سه هستند نیز تمهیدی شود تا بتوانند از مزایای برنامه تحولی استفاده کنند و بهره‌وری بیشتری از عمر تحصیلی خود داشته باشند.

 

البته همچنان که در ابتدای این بند گفته شد، «تحول» یک ضرورت «همیشگی» است. پس نباید چنین تلقی شود که با تصویب و اجرای طرح تحول، برای سال‌های سال، از هرگونه تغییر و بهینه‌سازی، بی‌نیاز شده‌ایم؛ بلکه شایسته است که «سند چشم‌انداز» و «نظام جامع»، با رصد و بازخوردگیری مستمر از اساتید و طلاب همراه شود و پس از کشف هرگونه نقص و نقضی، تغییرات روبه‌جلو در کوتاه‌ترین زمان ممکن اعمال شود؛ که اگر غیر از این باشد، به دلیل سرعت روزافزون تحولات، آن‌چه در ابتدا «تحول» نام داشته، به ضد خود تبدیل خواهد شد. به همین خاطر است که در مراکز علمی دنیا، اصل بر «انتقال مفاهیم علمی در کمترین زمان ممکن و با بهترین کیفیت» است و «متون و روش‌ها»، فرع و درخدمت آن هستند.[9]

 

2. تکمیل «نظام جامع آموزشی حوزه علمیه خراسان» با تدوین و اجرای بسته‌های «نظام جامع تربیتی»، «نظام جامع پژوهشی»، «نظام جامع تبلیغی» و «نظام جامع جذب و پذیرش»

 

چنانچه تحول، فقط به «نظام آموزشی» محدود شود، مانع بزرگی در مسیر رشد مطلوب و متوازن و همه‌جانبه حوزه علمیه در همه ابعاد آن پدید می‌آید. از این رو برای ابتر نماندن حرکت بزرگی که توسط حوزه علمیه خراسان با نگارش «سند چشم‌انداز بیست ساله» آغاز شده است، لازم است که در کنار عملیاتی شدن «نظام جامع آموزشی»، تدوین و اجرای بسته‌های تکمیلی آن، در قالب نظام‌های جامع «تربیتی»، «پژوهشی»، «تبلیغی» و «جذب و پذیرش» در دستور کار قرار گیرد.

 

3. تأسیس «معاونت تهذیب»:

 

«تهذیب» و «اخلاق اسلامی» مؤلفّه‌ای است که بدون آن، طلبگی و روحانیت، بی‌معنا خواهد بود. بدون شک در جهان پیچیده امروز، نمی‌توان بدون برنامه‌ریزی عالمانه و ساختارمند، دل به سبک و سیاق دهه‌ها و سده‌های پیشین خوش کرد و پرورش طلاب مهذّب و متخلّق را در مقیاس مورد نیاز جامعه اسلامی توقع داشت. تشکیل «معاونت تهذیب» می‌تواند زمینه‌ساز توسعه سازمان‌یافته اخلاق و معنویت در حوزه‌ علمیه خراسان باشد.

 

برنامه‌ریزی برای بهره‌مندی معرفتی طلاب از ادعیه عرشی اهل بیت علیهم السلام، انتشار شرح حال و مکتوبات بزرگان اهل تهذیب و بزرگداشت دائمی یاد و خاطره طلاب و روحانیان و علمای شهید و جانباز و ایثارگر و نشر سیره علمی و عملی ایشان، نمونه‌ای از گام‌های اساسی است که می‌تواند توسط این معاونت برداشته شود.

 

4. تشکیل «مجمع اساتید» و «مجمع نمایندگان طلاب»:

 

برای پیشبرد هر چه بهتر اهداف متعالی حوزه علمیه، باید چرخه‌ای متشکل از مدیران و اساتید و طلاب، به حرکت درآید. با اهتمام و پی‌گیری جنابعالی برای تشکیل «مجمع اساتید» و «مجمع نمایندگان طلاب» ـ به عنوان دو بازوی قدرتمند مدیریت حوزه ـ دو مورد از جدی‌ترین خلأهای ساختاری حوزه علمیه خراسان ـ به حول و قوه الهی ـ برطرف خواهد شد. این دو مجمع، می‌توانند نقش اعضای وابسته و مکمّل «شورای عالی» را ایفا کنند. با این اتفاق مبارک، هم افکار و نظرات کارگشای خیل پرشمار نخبگان و دغدغه‌مندان ـ که بیرون از دایره مدیریت هستند ـ در اختیار مجموعه مدیریتی حوزه قرار گرفته و صاحبان سلایق متنوع فکری، خود را در اداره این مجموعه سترگ، سهیم و در قبال آن، مسؤل خواهند دانست و هم یک اهرم دلسوز و کارآمد برآمده از دل حوزه، برای نظارت بر روند حرکتی دستگاه عظیم حوزه به خدمت آن درمی‌آید.[10]

 

5. فعال‌سازی ظرفیت حوزه علمیه خراسان برای «نشر اسلام ناب» و «صدور انقلاب» با استفاده از ظرفیت‌های بی‌نظیر مشهد مقدس و حضور میلیونی مسلمانان از سراسر جهان:

 

در پی تهاجم فرهنگی ـ رسانه‌ای همه‌جانبه استکبار جهانی، متأسفانه تصویری نادرست یا ناقص از اسلام و تشیع و انقلاب، در افکار عموم ملت‌ها شکل گرفته است. اما حضور مستمر میلیون‌ها مسلمان از همه مذاهب اسلامی و از سراسر جهان برای زیارت حضرت رضا علیه ‌السلام و ارتباط چهره به چهره با ایشان از پس حجاب ضخیم رسانه‏ها، فرصتی را برای نشر معارف اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و رسواکردن اسلام آمریکایی فراهم کرده است، که شاید مانند جوار حرم رضوی، در هیچ‌ نقطه دیگری از جهان اسلام فراهم نباشد. استفاده حداکثری از این ظرفیت عظیم، جز با حضور مؤثر روحانیانی عالم به معارف اسلام ناب و پایه‌های فکری انقلاب اسلامی، آگاه و ملتزم به مبانی نظری «همگرایی مسلمین» و «امت واحده اسلامی»، آشنا به تاریخ و مختصات جهان اسلام و ملل اسلامی و مسلّط به مهارت‌های ارتباط با مخاطب جهانی (از قبیل زبان) امکان‌پذیر نیست. این همه، در گرو برنامه‌ریزی دقیق مدیریت جدید حوزه برای آماده‌سازی طلاب و روحانیان، متناسب با این مأموریت خطیر است.

 

6. تعریف و پی‌گیری ساختارمند مناسبات حوزه و نظام:

 

ارتباط مؤثّر مراکز حوزوی با تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان بخش‌های مختلف نظام از اقداماتی است که برای هر چه کاربردی‌تر شدن علوم اسلامی و تحقق فقه عملی اسلام باید انجام شود؛ به این منظور، پیش‌بینی ساختار و سازوکاری برای «ارتباط منسجم حوزه و نظام» که متکفّل سامان‌دهی این ارتباط، رصد و بررسی مسائل بی‌جواب‌مانده دستگاه‌های حکومتی ـ در اقتصاد، سیاست، فرهنگ و ... ـ و موضوع‌شناسی دقیق و سپردن آن به اهل علم برای ارائه پاسخ باشد، ضروری می‌نماید[11]؛ در غیر این صورت، به فرموده امام راحل رحمة الله علیه: «مادامى که فقه در کتابها و سینه‏ علما مستور بماند، ضررى متوجه جهان‌خواران نیست و روحانیت تا در همه مسائل و مشکلات حضور فعال نداشته باشد، نمی‌تواند درک کند که اجتهاد مصطلح براى اداره جامعه کافى نیست.»[12]

 

7. توسعه و تقویت «مؤسسات علمی ـ پژوهشی» حوزوی، به ویژه با رویکرد «کاربردی»:

 

«حوزه‏ها و روحانیت باید نبض تفکر و نیاز آینده‏ى جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیاى عکس‏العمل مناسب باشند.»[13] از این رو، توسعه و تقویت «مؤسسات علمی ـ پژوهشی»[14] ناظر به رفع نیازهای بالفعل و بالقوه نظام اسلامی (در هر سه عرصه اجرا و تقنین و قضاوت) ـ در کنار فعالیتهای تحقیقی با رویکرد «نظری» که تاکنون دنبال می‌شده است ـ اتفاق مبارکی است که هم پیشبرد توأمان ساحت علم و عمل و کم شدن فاصله آن دو را به دنبال خواهد داشت و هم بارهای برزمین‌مانده نظام اسلامی را به مقصد خواهد رساند.

 

در این راستا، چاره‌اندیشی برای تعامل سازنده حوزه و دانشگاه نیز باید مد نظر قرار گیرد[15]؛ چرا که به فرموده امام راحل رحمة الله علیه: «فرهنگ دانشگاه‌ها و مراکز غیر حوزه‏اى به صورتى است که با تجربه و لمس واقعیت‌ها بیشتر عادت کرده است، تا فرهنگ نظرى و فلسفى. باید با تلفیق این دو فرهنگ و کم کردن فاصله‏ها، حوزه و دانشگاه در هم ذوب شوند، تا میدان براى گسترش و بسط معارف اسلام وسیع‌تر گردد.»[16]

 

8. برنامه‌ریزی برای تجهیز طلاب به ابزار «هنر» و «رسانه»:

 

برای تبلیغ مؤثّر معارف ناب مکتب اهل بیت علیهم السلام در دنیای پرهیاهوی امروز ـ که میدان رقابت رسانه‌هاست ـ روحانیت باید بتواند به زبان مخاطبانش سخن گوید. به همین علت، در کنار بهره‌مندی از ابزارها و امکانات کارآمد سنتی (مانند منبر) و تلاش برای بهره‌وری روزافزون آن[17]، یکی از اولویت‌های جدی مدیریت جدید حوزه، تدبیر و برنامه‌ریزی برای تسلط طلاب به زبان «هنر» و تجهیز ایشان به «ابزارهای نوین رسانه‌ای»‌ است، که می‌تواند در قالب مراکز تخصصی حوزوی ـ که با مشورت و اشراف متخصصان متعهد هر رشته راه‌اندازی می‌شود ـ و در دوره‌های کوتاه‌ و بلند مدت، پی‌گیری شود.

 

9. پی‌گیری «نهضت آزاداندیشی» با راه‌اندازی کرسی‌های «نظریه‌پردازی»، «نقد» و «پاسخ به سؤالات و شبهات»:

 

از افتخارات حوزه‌های علمیه شیعه این است که از بدو تأسیس، مرکز آزاداندیشی علمی به‌شمار می‌رفته‌ است. همواره در حوزه‌ها و خصوصا حوزه خراسان، علما و صاحب‌نظران با سلایق و مناهج گوناگون و گاه متضاد فکری وجود داشته‌اند، که در عین اختلافات و مباحثات عمیق نظری، در میدان عمل، با سعه صدر مثال‌زدنی، دوشادوش یکدیگر برای حل مسائل اسلام و مسلمین فعالیت می‌کرده‌اند. نمونه بارز این‌گونه تعاملات، همراهی فعّالانه علمای این دیار ـ که از برجستگان مکتب تفکیک بودند ـ با امام خمینی رحمة الله علیه ـ به عنوان زبده مکتب صدرایی ـ در روزگار غربت مبارزات پیش از انقلاب و مراحل سخت پس از پیروزی انقلاب و محبت و رفاقت متقابل آنان با یکدیگر است. [18]

 

برای احیای مجدد این تراث گران‌مایه سلف صالح در دنیای پر آشوب امروز ـ که بیش از هر زمان دیگری، نیاز به حاکمیت علم و منطق احساس می‌شود ـ ابتدا باید «تکفیر» و «رمى» از حوزه رخت بربندد، که آن نیز راهی جز ایجاد «نهضت آزادفکرى و آزاداندیشى» ندارد.[19]

 

همچنین برای گریز از دو پرتگاه مهلک «هرج و مرج فکری» و «جمود و تحجر علمی» باید «آزادى بیان»، مقیّد به «منطق و اخلاق» فرهنگ و سکه رایج مجامع علمی و حوزوی شود. بدین منظور، راه‌اندازی کرسی‌های «نظریه‌پردازی»، «نقد» و «پاسخ به سؤالات و شبهات» باید از سوی مسؤلان تازه نفس حوزه، «حمایت و مدیریت شوند، به‏نحوى‏که هرچه بیشتر، مجال علم، گسترش یافته و فضا بر دکان‏داران و فریب‌کاران و راهزنان راه علم و دین، تنگ‏تر شود.»[20] تحقق این مهم، در حوزه علمیه خراسان و در پرتو خورشید درخشان عالم آل محمد صلی الله علیه و آله ـ که باید حضرتش را «مؤسس نهضت آزاداندیشی» بدانیم ـ خواسته دور از انتظاری نیست.

 

10. مدیریت بر مبنای حفظ عزت و کرامت علما، اساتید و طلاب:

 

شایسته است تعامل کریمانه و عزت‌مدارانه با همه مجموعه حوزه و روحانیت ـ از علما و اساتید، تا طلاب سطوح عالی و مقدمات ـ مد نظر مسؤلان جدید حوزه علمیه خراسان قرار گیرد، که از مهمترین مصادیق آن، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

ـ نشستن پای درددل‌ها و دغدغه‌های به‌حق و ـ بعضاً ـ ناشنیده افراد زیرمجموعه و تلاش برای برطرف کردن آن

ـ اجتناب از بستن و امنیتی کردن میدان فکر و نظر و دادن مجال برای مطرح شدن نقدهای منصفانه و نظرات اصلاحی

ـ نهادینه‌کردن فرهنگ «مطالبه‌گری حق‌مدارانه» و «پاسخگویی مسؤلانه»

ـ ترجیح دادن منافع و مصالح مشروع و به‌حق افراد و مجموعه‌های حوزوی در هنگام تعارض آن با برخی قوانین دست‌وپاگیر

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

[1]. سخنرانى رهبر معظم انقلاب در مراسم بیعت هزاران تن از طلاب، فضلا و اساتید حوزه‏ علمیه‏ قم و روحانیون بیست کشور جهان 22/ 03/ 1368

 

[2]. «از پیشنهادهائى که بنده در طول این سال‌ها درباره‏ حوزه‏ علمیه کردم، چه در مجامع عام که با طلاب و فضلا و مدرسین جلسه داشتیم و صدها، گاهى هزارها نفر در او شرکت داشتند؛ چه در جلسات کوچک و خصوصى ‏تر که با بعضى از مسئولین حوزه یا بزرگان حوزه یا مراجع یا فضلا داشتیم و پیشنهادهائى دائم مطرح شده و گفته شده، خیلى ‏هایش تا حالا تحقق پیدا نکرده، یا به صورت نیمه‏ کاره و نیمه‏ راهه تحقق پیدا کرده است‏» بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعى از اساتید، فضلا، مبلّغان و پژوهشگران حوزه‏ هاى علمیه کشور 08/ 09/ 1386

 

[3]. همان

 

[4]. «همین‏طور که بارها عرض کرده‏ ام: حوزه‏ علمیه از لحاظ موجودى خود هیچ کسرى ندارد؛ یعنى ذخایر عظیم علمى و معنوى و تقوایى در شعب مختلف علوم دین- از فقه و اصول گرفته تا کلام و تفسیر و بقیه‏ علوم اسلامى- که مورد نیاز مردم است، دراین حوزه وجود دارد. آنچه که در حوزه به آن نیاز است، این است که کیفیّتى بدهیم که این موجودى حوزه بتواند اوّلًا در استمرار حوزه سهل الوصل شود؛ چون دوران امروز، دوران سرعت و دوران سهولت دستیابى است- شما مى ‏بینید یک نفر آدم بى ‏سواد محض، وارد تحصیلات مى‏ شود؛ مثلًا یک بچّه‏ شش هفت ساله، با گذشت چند سال معدود- که انسان تصوّر نمى ‏کند- به عنوان یک متخصّص مى ‏آید و مشغول به کار مى ‏شود. پزشک، مهندس یا کارشناس مسائل علوم انسانى یا مسائل علوم فنّى مى‏ شود. در یک مدّت معدود، انسانى که معلوماتى نداشته است، دوره ‏اى را طى مى ‏کند و به چیزى مى ‏رسد. یعنى امروز دورانى است که افراد نمى ‏توانند براى مقاصد خودشان، سال هاى طولانى منتظر شوند. دورانى است که کارها به اسهل وجه و اسرع زمان- اسرع وقت- انجام مى‏ گیرد. دورانِ رایانه است.» بیانات در دیدار اعضاى شوراى عالى مدیریت حوزه‏ علمیه‏ قم 15/ 06/ 1375

 

[5]. «امروز در دنیا تمرین مى ‏کنند که مشکل‏ ترین مطالب را به آسان ‏ترین زبان ها بیان و فرموله کنند. رمز مى ‏گذارند تا با گفتن یک‏ کلمه، مخاطب ده کلمه را بفهمد؛ اما ما بیاییم عبارتِ مشکلى را براى بیان مطلبى انتخاب کنیم‏؟!» سخنان رهبر انقلاب در دیدار با جمعى از نخبگان حوزه علمیه قم 13/ 09/ 1374

 

[6]. «من به بعضى از دوستان گفتم که با گذشت اندکى- مثلًا چند سال معدود- این طور خواهد شد که رایانه در زندگى بشر، جاى خودش را مثل سواد خواندن و نوشتن امروزى، باز خواهد کرد؛ یعنى همچنان که امروز اگر کسى سواد خواندن و نوشتن نداشته باشد، به کلى از قافله زندگى عقب است؛ اندکى که بگذرد، اگر کسى با رایانه نتواند کار کند، به همان اندازه از قافله‏ زندگى عقب خواهد ماند! وقتى که مصاحبین ما با الاغ حرکت مى ‏کنند، ما هم مى ‏توانیم در کنار آنها پیاده حرکت کنیم- یک‏ خرده عقب بمانیم- امّا وقتى آنها با اتومبیل حرکت مى ‏کنند، اگر ما پیاده یا با الاغ حرکت کنیم، به کلّى عقب خواهیم ماند؛ بالاخره مجبوریم وسیله ‏اى پیدا کنیم و با سرعت حرکت کنیم.

 

این مسأله ربطى هم به ماهیّت درس ها و علوم ما ندارد. آن محتواها و ماهیّت کار ما به حال خودش باقى است. ما صرفاً ابزار را عوض مى ‏کنیم امروز نمى ‏شود کسى که مى ‏خواهد از تهران به قم برود، مثلًا قاطرى یا شترى کرایه کند، سوار شود و برود! اتوبوس هست؛ انسان سوار مى ‏شود و دو ساعته مى ‏رود. چرا انسان خودش را معطّل کند؟! این ربطى ندارد به این‏که ما بخواهیم در محتواها دست ببریم تا کسى بگوید که آقا، حوزه از دست رفت یا علوم ما از بین رفت یا مردم بى‏ سواد شدند! نخیر؛ همان علم و همان سواد و معرفت و معلومات هست؛ منتها در سابق با طرق خاصّى از آنها استفاده مى ‏کردند؛ حالا با پیشرفت همه چیز در دنیا، باید از آن پیشرفت ها استفاده کرد. اگر نکنیم، عقب خواهیم ماند.» بیانات در دیدار اعضاى شوراى عالى مدیریت حوزه‏ علمیه‏ قم 15/ 06/ 1375

 

[7]. «امروز در دنیا افکارى ارائه مى‏ شود و فلسفه ‏هایى در زمینه ‏هاى گوناگون در ذهنیات، در مسائل اجتماعى، در تاریخ، در اقتصاد مطرح مى ‏شود که پاسخ هایى هم در این زمینه وجود دارد. ... ما چه کار کنیم؟ ما اینجا در مدرسه‏ فیضیه، یا در حوزه‏ قم، یا در مسجدمان در فلان شهر کشور بنشینیم، تا ببینیم چه حرفى از خارج آمد که فلان نقطه ‏اش اشاره یا تعریضى به مسائل دینى دارد و بنا کنیم همان نقطه را رد کردن؟! این درست است؟! بعد از آن‌که کسانى آن را خواندند، دانستند، تدریس کردند، تفهیم کردند؛ یکى هم پیدا شد و آن را ترجمه کرد؛ مدتها هم گذشت و آن ترجمه به دست منِ روحانى رسید؛ تازه حالا بفهمم که در ده سال پیش، بیست سال پیش، چهل سال پیش، در اروپا دانشمندى یا متفکرى یا فیلسوفى یا فیلسوف‏ نمایى آمده و به فلان نقطه‏ اعتقادات من تعرض کرده و من حالا به او جواب بدهم! آیا این روش درستى است؟! یا نه؛ حوزه باید در متن حوادث علمى عالم باشد.

 

امروز شما باید بدانید و در جریان باشید که مثلًا در مقوله‏ جامعه ‏شناسى، در دنیا چه نظرات و چه ایده‏ هایى هست و چه فکرهایى دارد مى ‏جوشد. گاهى در این فکرها عناصر مطلوبى هست؛ آن را جذب کنید؛ عناصر نامطلوبى هم هست؛ قبل از آنکه بیاید، دفاع مناسبش را آماده کنید و ذهنیت جامعه را واکسینه نمایید. این‏طور نباشد که وقتى آمد و یک عده رفتند و خواندند و طرف‏دار شدند، ما بگوییم بله، فلان‏کس در فلان قضیه این‏طور گفته و این مطلب به این دلیل و این دلیل و این دلیل، درست نیست؛ اینکه راه برخورد نیست! پس، تحقیق و پژوهش و اطلاع و آگاهى از حقایق و معارف عالم و وضع علمى دنیا، از چیزهایى است که براى حوزه‏ علمیه لازم است.» سخنرانى در اجتماع طلاب و فضلاى حوزه‏ علمیه‏ قم 01/ 12/ 1370

 

[8]. «نمى ‏شود بگوییم که این درس هست؛ هرکس مى‏ خواهد بیاید، بیاید؛ هرکس هم نمى ‏خواهد، نیاید؛ ما این‏طورى درس مى ‏دهیم و ملاحظه‏ اضعف مأمومین را مى ‏کنیم! مگر چنین چیزى مى ‏شود؟ باید براى اقواى مأمومین هم یک درس ویژه گذاشت. استعدادها باید شناسایى و طبقه ‏بندى بشود؛ آن استعداد درخشان برکشیده شود و به او آموخته شود و از او استفاده شود؛ این‏ها کارهایى است که در جمله‏ کارهاى جدید قرار مى‏ گیرد؛ این‏ها باید در حوزه انجام بگیرد.» سخنرانى در اجتماع طلاب و فضلاى حوزه‏ علمیه‏ قم 01/ 12/ 1370

 

 

 

[9]. «نظام درسى باید دائماً مورد توجّه باشد. از جمله مواردى که در برنامه ‏ریزی هاى مراکز آموزشى بزرگ، به ‏طور دائم در حال تحوّل است، نظام درسى و کتاب درسى است. دائم نقص هایش را برطرف و آن را با خصوصیات لازم براى آموزش و پرورش همراه مى ‏کنند.» سخنرانى در اجتماع بزرگ اساتید، فضلا و طلّاب حوزه‏ علمیه‏ قم، در مدرسه‏ فیضیّه 14/ 7/ 79

 

[10]. «حوزه سرشار از این نیروهاست ... به نظر من از اینها استفاده شود. این مسئله منافاتى ندارد با آن مطلبى که عرض کردم تشکیلات فربه نشود. می‌شود افراد را تقسیم کرد و اعضاى پیوسته و وابسته داشت. بعضى از اعضا هستند که پیوسته نیستند، عضو نیستند، اما مرتبطند؛ از ذهن اینها، از فکر اینها در مسائل گوناگون استفاده شود.» بیانات در دیدار اعضاى شوراى عالى حوزه‏ علمیه‏ قم، 4/ 8/ 1389

 

[11]. «چه من و شما بخواهیم و چه نخواهیم. این نظام، بر محور تفکرات اسلامى بنا شده و بایستى بر محور مقررات و بینشهاى اسلامى اداره بشود. این تفکرات و بینش ها و مقررات، در کجا بایستى تحقیق و تنقیح بشود؟ این استفهام ها، در کجا باید پاسخ داده بشود؟ اگر ...حوزه‏ ها، تنقیح و تبیین مقررات و احکام و معارف اسلامى را -که نظام با آن‏ها حرکت خواهد کرد- به عهده نگیرند، چه کسى باید به عهده بگیرد؟ حوزه ‏ها بایستى این مسئولیت را احساس بکنند. ... حوزه- بما هى حوزه- هنوز تنظیم و تدوین مقررات اسلامى و نظام ارزشى اسلام و اخلاق عمومى‏ را که ما مى ‏خواهیم ملت داشته باشند و متکى به مدارک قطعى شرع باشد و دیگر جاى بحث و لَیت و لعلّ و لِمَ و بِمَ نداشته باشد، متکفل نشده و الگوى زندگى اسلامى را ارایه نداده است. هى به ما مى‏گویند: الگوى زندگى اسلامى را بدهید. چه کسى باید این کار را بکند؟ طبیعى است که حوزه باید در این جهت گام بردارد.» سخنرانى در دیدار با مجمع نمایندگان طلّاب و فضلاى حوزه‏ علمیه‏ قم 07/ 09/ 1368

 

[12]. صحیفه امام، ج 21، ص 273، پیام به روحانیون، مراجع، مدرسین، طلاب و ائمه جمعه و جماعات (منشور روحانیت)

 

[13]. همان

 

[14]. «حوزه باید مراکز متعدد تحقیقاتى داشته باشد تا در تمام این زمینه‏ ها، مثل یک مجموعه‏ تولیدى مرتب و مدرن کار کند و محصول بدهد. اگر چنانچه دستگاه در مسأله‏ ای دچار سؤال شد- مثل مسأله‏ زمین و موسیقى و در یک چارچوب وسیع‏ تر، سیستم اقتصادى و روابط خارجى و ارتباط با ملت ها و مسائل پولى و ارزش هاى کارگزارانِ حکومت و صدها مسئله از این قبیل که هر دستگاهى همواره با این سؤالات از لحاظ مبنایى مواجه است که ما بر چه اساسى قانون بگذرانیم و بر چه اساسى مقررات ادارى بگذاریم و بر چه اساسى عمل بکنیم- بداند که مرکزى این‏گونه سؤال ها را جواب مى ‏دهد.

 

حوزه ‏هاى علمیه- مخصوصاً حوزه‏ علمیه‏ قم- در تصویر مطلوب و ایده‏آلى، یک کارگاه ایدئولوژى و مرکز ایدئولوگ ‏هاست ... حوزه باید مستقیماً در این مسائل دخالت کند.» سخنرانى در دیدار با مجمع نمایندگان طلّاب و فضلاى حوزه‏ علمیه‏ قم 07/ 09/ 1368

 

[15]. «یکى از چیزهایى که امام بزرگوار روى آن تأکید مى ‏کردند، ارتباط حوزه و دانشگاه بود؛ حوزه‏ علمیه در این مورد چه کار مى ‏خواهد بکند؟ چطورى ارتباط حوزه و دانشگاه تشکیل خواهد شد؟ ما دفتر همکارى حوزه و دانشگاه داریم که البته کارهاى بسیار باارزش و خیلى خوبى هم کرده است اما نسبت به آن کار عظیم، فقط بخش کوچکى را اشغال کرده است. تحقیقات مشترک، پژوهش هاى مشترک و کارهاى مشترک، مى ‏تواند وجود داشته باشد.

 

طلاب باید با معارف روزگار خودشان آشنا بشوند و علوم روز را بشناسند؛ البته این به معناى آن نباشد که درس هاى خودشان را رها کنند. برنامه ‏هاى حوزه باید فراگیر باشد و به قدر لازم و کافى طلاب را آشنا کند.» سخنرانى در اجتماع طلاب و فضلاى حوزه‏ علمیه‏ قم 01/ 12/ 1370

 

[16]. صحیفه امام، ج21، ص74، پیام امام به ملت ایران در سالگرد کشتار خونین مکه (قبول قطعنامه 598)، 29 تیر 1367

 

[17]. «ما از صد سال پیش تا امروز چقدر موازین منبر را زیر ضابطه برده‏ایم؟ این یک خلأ است. اگر کسى هنرمند بود و مثل مرحوم آقاى فلسفى ذاتاً هنرِ منبر و سخنورى داشت، کارش پیش مى‏ رود و حرفش اثر مى ‏گذارد؛ اما اگر کسى این نبوغ و استعداد ذاتى را نداشت، یا باید از شیوه ‏هاى کاذبِ جاذبه ‏دار استفاده کند، یا باید محکومِ بى‏ جاذبگى شود، یا بعد از اندکى صحبت کردن، حرفهایش از دهن بیفتد و رغبت کسى را برنینگیزد؛ در حالى که سینه‏ اش پُر از معلومات است. همه‏ اینها ایراد است. ما مى ‏توانیم شیوه‏ انحصارىِ اختصاصىِ بسیار مؤثّر تبلیغ را- یعنى همین منبر و مواجهه روبه ‏رو و جلسه‏ تفسیر قرآن و بیان مسائل دینى را- تحت ضابطه درآوریم.» بیانات در جمع علما و روحانیون در مصلّاى رشت 12/ 2/ 1380

 

[18]. «ما تحمل را در حوزه باید بالا ببریم. خوب، یکى مشرب فلسفى دارد، یکى مشرب عرفانى دارد، یکى مشرب فقاهتى دارد، ممکن است همدیگر را هم قبول نداشته باشند. من چند ماه پیش از این، در مشهد گفتم که مرحوم آشیخ مجتبى قزوینى رضوان اللَّه تعالى علیه مشرب ضدیت با فلسفه ی حکمت متعالیه، مشرب ملّا صدرا، داشت- ایشان شدید، در این جهت خیلى غلیظ بود- امام رضوان اللَّه علیه چکیده و زبده‏ مکتب ملّا صدراست؛ نه فقط در زمینه‏ فلسفى اش، در زمینه‏ عرفانى هم همین‏جور است. خوب، مرحوم آشیخ مجتبى نه فقط امام را قبول داشت، از امام ترویج مى ‏کرد تا وقتى زنده بود. ترویج هم از امام کرد؛ ایشان بلند شد از مشهد آمد قم، دیدن امام. مرحوم آمیرزا جواد آقاى تهرانى در مشهد جزو برگزیدگان و زبدگان همان مکتب بود، اما ایشان جبهه رفت. با تفسیر حمد امام که در تلویزیون پخش مى ‏شد، مخالف بودند؛ به خود من گفتند؛ هم ایشان، هم مرحوم آقاى مروارید، اما حمایت مى‏ کردند. از لحاظ مشرب و ممشا مخالف، اما از لحاظ تعامل سیاسى، اجتماعى، رفاقتى، باهم مأنوس؛ همدیگر را تحمل مى‏ کردند. در قم باید این‏جورى باشد.» بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعى از اساتید، فضلا، مبلّغان و پژوهشگران حوزه‏ هاى علمیه کشور 08/ 09/ 1386

 

[19]. همان

 

[20]. پاسخ رهبری به نامه جمعى از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه 16/ 11/ 1381

 

کلمات کلیدی

ارسال نظر

تریبون