تاریخ خبر: کد خبر: 3740

«جمعيت عشق» با حضور علیرضا قزوه در مشهد برگزار شد

همزمان با شب ميلاد گوهر درخشان آفرينش، شب شعر «جمعيت عشق» در گراميداشت ميلاد مسعود حضرت محمدمصطفي(ص) و پاسداشت حماسه نهم دي به همت موسسه «شهرستان ادب» (نمايندگي مشهد) و همکاري معاونت فرهنگي شهرداري و حوزه هنري در پارک کوهسنگي مشهد برگزار شد.

«جمعيت عشق» با حضور علیرضا قزوه در مشهد برگزار شد

باور کنيم رجعت سرخ ستاره را

ميعاد دست بُرد شگفتي دوباره را

باور کنيم رويش سبز جوانه را

ابهام مردخيز غبار کرانه را

باور کنيم مُلک خدا را که سرمد است

باور کنيم سکه به نام محمد است

 

مصطفي محدثي خراساني، با خوانش اين ابيات از شاعر نام آشنا استاد علي معلم دامغاني اجراي اين مراسم را آغاز کرد و با خيرمقدم و اعلام نام شاعران از فرامرز اکبري به عنوان اولين شاعر براي شعرخواني دعوت کرد و اين شاعر در وصف نبي اکرم و حماسه نهم دي ۲شعر خواند.

 

«عصمتي» شاعر روشندل که شعرش با استقبال حاضران مواجه شد، دومين شاعر اين محفل بود:

 

آمدي چشمه و باران در دست

يک بغل آينه، قرآن در دست

آمدي زنده به گوران خفتند

آيه اي آيه ايمان در دست

بعد از اين تاک نخواهد پوسيد

با همان خوشه تابان در دست

بعد از اين کوچه نفس مي گيرد

مادران، لاله و ريحان در دست

پدران چاي و غزل مي نوشند

دختران، سيني و فنجان در دست

پدران رو به خدا مي خندند

با شما آينه ها مي خندند

و زمين سبزترين خواهد شد

با شما مثل نگين خواهد شد

 

«سيدحسين سيدي» شاعر بعدي «جمعيت عشق» ابياتي را به محضر امام صادق(ع) تقديم کرد:

از نسل گل سرخ و شقايق هستيم

دلبسته بهترين خلايق هستيم

صد شکر که ما هميشه دانشجوي

دانشکده امام صادق هستيم

 

«منيژه رضوان» اولين بانويي بود که شعر خود را خواند و سپس مودب با بيان سخناني درباره نهم دي شعرش را به اين موضوع اختصاص داد:

باز در فصل خزان، موسم چيدن آمد

خبر آمد، خبر سرخ رسيدن آمد

سيب ها باخبر از واقعه بر خاک افتاد

و بسي ولوله در خاطر افلاک افتاد

خبر از يار عزيزي است که برگشت، رسيد

فتنه در شهر به پا شد، خبر از دشت رسيد

خبر از دشت، خبر دشت دل مردان شد

باز هم بي خبري، قسمت بي دردان شد

تا که نامرد به نامرد شکايت مي برد

دل مردان خدا بوي شهادت مي برد

 

«غلامرضا شکوهي» نيز با ۲رباعي اشعار خود را به امام صادق(ع) تقديم کرد و در ادامه مسمط زيبايي را در مدح حضرت رسول اکرم(ص) خواند:

در پاي تو صد سلسله مجنون مي ريخت

گلبانگ بهار روي هامون مي ريخت

از بس که حضور علم در قلب تو بود

تصوير تو از آينه بيرون مي ريخت

چشمي که به پابوس تو لايق شده است

از پنجره نگاه، عاشق شده است

شب رفت و دميد نور چشم خورشيد

اي دوست! بيا که صبح صادق شده است

 

«موسيقي تسبيح» نيز مسمطي بود که اين شاعر به محضر نبي مکرم اسلام پيشکش کرد:

قفل آدينه به فرمان خداوند شکست

بند از بند بت چين و سمرقند شکست

شهد در کام عسل مثل گل قند شکست

مشک در زلف سر شانه فرزند شکست

روشنايي به شب تيره دل ها آمد

چشمه جاري خورشيد به دنيا آمد

آسمان فرصت طاووس به خورشيد سپرد

عطر اخلاص به گلخانه توحيد سپرد

ماه موسيقي تسبيح به ناهيد سپرد

زهره شد مشتري و چشم به اميد سپرد

لحظه شد آينه، آيينه به شب نور آورد

جام را پر کن از آن دست که انگور آورد

 

«عليرضا قزوه» نيز که يکي از مهمانان ويژه «جمعيت عشق» بود، پس از آن که براي خواندن شعر دعوت شد، گذري به پياده روي بزرگ اربعين حسيني زد و با اشاره به اين حرکت عظيم پيشنهاد کرد «شب شعر بيداري جهاني» با حضور شاعران کشورهاي مختلف از ايران، افغانستان، عراق و ديگر کشورها با پياده روي اربعين (از نجف تا کربلا) در سال آينده شکل بگيرد.

 

اين شاعر انقلاب ادامه داد: برگزاري شب شعر بيداري جهاني با اين فرصت و حرکت بزرگ جا دارد و پيشنهاد مي کنم شاعران برنامه ريزي کنند زيرا در آن مسير اتفاقات خوبي مي تواند بيفتد.

 

وي تصريح کرد: شعر انقلاب نسبت به همه هنرها جلوتر است و ما امروز مي توانيم سرمان را بالا بگيريم زيرا در هر شهر کوچکي، شعرهاي آييني رشد کرده است و شعر انقلاب در دو وجه پيشرفت داشته است، در زمينه هاي «دفاع مقدس»، «حماسه» و «شعر آييني» کارهاي عجيبي انجام شده است.

 

وي با بيان خاطرات و مشاهدات خود در پياده روي اربعين در سال جاري بار ديگر بر حضور شاعران در اين برنامه تأکيد کرد و افزود: بعضي ها مي خواهند شعر انقلاب نباشد ولي شعر انقلاب وجود داشته و کار خودش را کرده است و در بين ۴نسل سربلند ايستاده است و من فکر مي کنم «سبک ادبي انقلاب اسلامي» از داشته هاي ماست، ادبيات ما با ادبيات همه دوره ها متفاوت است و ما بايد از آن استفاده کنيم.

 

قزوه در ادامه، ۲غزل را به «جمعيت عشق» تقديم کرد:

عشق يعني اين که از اندوه مردم نگذري

زندگي يعني که از شور و ترنم نگذري

باز اي داود خوشخوان! لب فروبستي چرا؟

از کنار دردهامان بي تکلم نگذري

باده پيش آريد، فروردين هشياران رسيد

حب مولا داشتن يعني که از خم نگذري

يک سر سوزن به فکر زيردستان نيز باش

اي مسيح فرودين از چرخ چهارم نگذري

خانه دل خانه شور است و شيدايي و شعر

بوي دف مي آيد اين جا، با تألم نگذري

اي نسيم از خانه ما بي سلامي رد مشو

اي بهار از کوچه ما بي تبسم نگذري

زندگي درياست، يک درياي پنهان در صدف

از دل درياي هستي بي تلاطم نگذري

 

محمدکاظم کاظمي، شاعر نامي و توانمند افغان نيز شعر خود را از زبان حضرت خديجه(س) خطاب به رسول مهرباني ها خواند:

تن و جان و سر و مالم به فداي قدمت

اي شريک دو جهانم کم ما و کرمت

از تماشاي چه گلزار فراز آمده اي

بوي گل مي دهد امروز دم و بازدمت

دست تنهاي بشر! دست مرا هم بپذير

و از اين دست مبادا برسدهيچ غمت

شعب دلخواه! من و رنج مرا در بر گير

شهر گمراه! تو خوش باش به سنگ و صنمت

کفني نيست اگر، پيرهن دوست که هست

مرگ محتوم! بيا، با دل و جان مي خرمت

دخترم! بخت تو خوش باد که تا دامن حشر

عالمي سينه زنان اند به گرد علمت

من ميان دل مردان و زنان گم شده ام

از تو گم گشته اگر سنگ و مزار حرمت

 

محسن تيموري، هاشم رضازاده، محمدعارف حسيني، محمد نيک، ربيعي و استاد اکبرزاده از ديگر شاعراني بودند که در اين محفل شعر خواندند. اجراي سرود توسط گروه کر «قاصدک» با شعري از «راضيه رجايي» و آهنگسازي و تک خواني «ايمان محسني فر» و سرپرستي «ملک ثابت» از ديگر برنامه هاي اين مراسم بود.

 

منبع: روزنامه خراسان

کلمات کلیدی

ارسال نظر

تریبون