تاریخ خبر: کد خبر: 8501

نشاط مومنانه در فرهنگ

به قلم: دکتر سعید خورشیدی

نشاط مومنانه در فرهنگ

شادی‌های مختلف نسبت به یکدیگر خنثی نیستند؛ یعنی اگر شما یک نوع شادی و لذتی را امروز تجربه کردید، این با لذت دیگری که در آینده می‌خواهید ببرید، نسبت دارد. به عبارت دیگر شما نمی‌توانید در یک آن لذت مادی و جسمانی ببرید و در آن دیگر بخواهید لذت روحانی دیگری را هم بچشید. لذا برخی لذت‌های جسمانی مانع هستند برای لذت روحانی و برخی دیگر مقدمه. آموزه‌های دینی هم که برخی لذت‌های جسمانی را محدود کرده است، ناظر به این است که این لذت‌ها را مانع می‌دانسته برای آن لذت‌های بالاتر.


مسئله شادی‌های جسمانی و مانع‌بودن آن هم از آنجایی مذمت می‌شود که وقتی ابعاد متعالی انسان نفی یا نادیده گرفته شد، لذت‌های دنیایی و جسمانی محور و هدف می‌شود. علاوه بر این مسئله وقتی لذت‌های جسمانی محور و هدف قرار می‌گیرد خود منشا تولید یک نوع غم و اندوه نیز می‌شود؛ به سخن دیگر انسانی که بالذات گرایش به تعالی دارد وقتی در اوج لذت‌های جسمانی یاد پدیده‌ای مانند مرگ می‌افتد دچار نوعی غم و اندوه می‌شود. یکی از نیازها و گرایش‌های اصیل انسان در دیدگاه دینی کمال‌خواهی انسان است. حرکت در جهت پاسخ به این نیاز هم موجب شادی و لذت می‌شود و نوعی نشاط در شخص به وجود می‌آورد که اتفاقا نسبت به شادی‌های جسمانی از پایداری و دوام بیشتری برخوردار است. در عین حال اینکه ممکن است یکسری سختی‌های جسمانی هم در پی داشته باشد. بخشی از این شادی ناظر به نیت خداخواهی و کمال‌خواهی است که جزو ذات انسان است و وقتی فرد خالصانه پا در چنین مسیری می‌گذارد، درواقع به این نیاز خودش پاسخ می‌دهد و این پاسخ به نیاز شادی می‌آفریند  که این محور عمیق‌تر شادی فرد را شکل می‌دهد.


بخش دیگری از این احساس ناظر به دور کردن رذایل اخلاقی انسانی مانند حسد و... است و خود این مسئله نیز برای فرد لذت‌بخش است. کسی که با پای پیاده به زیارت امام رضا(ع) می‌آید درواقع در حال سلوک فردی و رشد معنوی است و در این میان آن شخص مشهدی که در حال خدمت‌رسانی به این شخص است، این پیام را منتقل می‌کند که من نه‌تنها از این رشد معنوی که تو می‌کنی ناراحت نیستم و حسودی نمی‌کنم بلکه از اینکه زمینه‌ساز این می‌شوم که تو رشد بکنی، خوشحال هم می‌شوم. 
حدیثی از حضرت علی(ع) در همین زمینه است که می‌فرماید: الحسد حبس الروح، حسادت زندانی کردن روح است. در حرکت‌هایی مانند خادمی برای زائران امام حسین(ع) و زائران امام رضا(ع) اتفاقی که برای این خادمان می‌افتد درواقع همان آزاد کردن روح محبوس آن‌هاست. همچنین که در روایات دینی ما آمده است که شادی و نشاط روحانی برخلاف شادی جسمانی باعث بسط وجودی شخص می‌شود. اتفاقی که در این موارد درس ‌آموز است، این است فرد در چنین تجربه‌هایی یاد می‌گیرد که از خودش ایثار کند و تنها به فکر منافع خودش نباشد.


نکته دیگر این شادی‌های روحانی مسئله جمعی بودن این امور و روحیه گروهی است. جالب است که گاهی دیده شده حتی خاندانی با هم دیگر یک موکب را مدیریت می‌کنند و هر کدام از بخش‌های خدمت‌رسانی بین اشخاص گروه تقسیم شده است. 


این روحیه تعاونی شکل می‌گیرد بین آدم‌ها و آدم‌هایی که به انگیزه‌های مشترک آمده‌اند، جمع شده‌اند فرهنگی بین مراودات آن‌ها جاری است که خود این لذت‌بخش است. به عبارت دیگر بخشی از شادکامی و نشاط مومنانه حاصل از بین بردن برخی رذایل اخلاقی است و بخش دیگری نیز حاصل بسط برخی فضایل اخلاقی مانند ایثار و گذشت.


نکته مهمی که مدیریت فرهنگی باید به آن توجه کند، این است که این دو اتفاق در فرهنگ شهروندی سرریز می‌شوند و به اعتلای آن کمک می‌کنند. یعنی انسانی که به مدت پنج روز، ده روز شیرینی و لذت ایثار و گذشت را یاد گرفته است به نسبت کسی که این تجربه را نداشته است، زمینه بسیار خوبی دارد که در زندگی شهری خود نیز این کنش‌های مبتنی بر ایثار و گذشت را بروز دهد.


در اینجا باید به دوگانه‌ای در مدیریت فرهنگی اشاره شود. اگر مدیریت فرهنگی در جامعه بود که از این شادی روحانی غفلت کرد یا آن‌ ها را شادی ندانست و تنها به شادی جسمانی بسنده کرد، آن‌وقت اصلا ظرفیت‌هایی مانند ظرفیت دهه آخر صفر دیده نمی‌شود و شادی‌های روزمره و جسمانی که صرفا در فضای رسانه‌های غالب تبلیغ می‌شود تمام همت آن مدیریت فرهنگی می‌شود. اما اگر مدیریت فرهنگی مبانی روحانی گفته شده را قبول داشته باشد و بر آن اساس عمل بکند، آن موقع در عین اینکه مانع یک‌سری شادی‌های جسمانی حلال نمی‌شود، تلاش و همت خود را بر ظهور و بروز مظاهر متعالی می‌گذارد و زمینه‌ساز تجربه شادی‌های والاتر می‌شوند.


نکته پایانی اینکه شادی که ناظر به ابعاد حسی است، یک شادی عقلانیت‌گریز است. به عنوان مثال وقتی یک بازی در استادیوم برگزار می‌شود، فوری مدیریت ورزشگاه و مسئولان در پی آن هستند که این شادی تبدیل به بحران نشود و انرژی متراکم مردم را کنترل کنند. 


در حالی که شادی ناشی از ابعاد روحانی در دل خود نظم و ساختاری دارد که مظهر آن را در همین همکاری مردم در آخر صفر می‌شود دید. درواقع خودشان این فعالیت جمعی را مدیریت می‌کنند چرا که عقلانیت در آن حاضر است و مدیریت جامعه تنها باید زمینه‌سازی این حرکت‌ها را  بکند. 

کلمات کلیدی

ارسال نظر

تریبون