تاریخ خبر: کد خبر: 7742

نقدی بر دیپلماسی وزیر امور خارجه؛

اسطوره­‌سازی، برجام زدگی، عدم توازن و دیگر هیچ

به قلم: رضا عابدی گناباد، مدرس دانشگاه و پژوهشگر مسائل سیاسی

اسطوره­‌سازی، برجام زدگی، عدم توازن و دیگر هیچ

واژه دیپلماسی (Diplomacy) از سوی بعضی از مورخان، علاجی برای جنگ از جانب تمدن های کهن در نظر گرفته شده است. برخی از همین نویسندگان مدعی­اند که از نظر سابقه، «بیزانس» مادر دیپلماسی به معنای اعم کلمه است. البته این نگاه تاریخی غرب ­محورانه به دیپلماسی چندان با واقعیات تاریخی همراه نیست و نمی­توان آن­را محدود به تمدن باختر دانست.

 

تعریف دیپلماسی، بر حسب مشرب ­ها و مکتب­ های گوناگون، متفاوت است. واژه دیپلماسی در واقع مجری سیاست خارجی در چارچوب دکترین سیاست خارجی هر کشور است. در این معنا دیپلماسی بیشتر جنبه ­ای عملیاتی دارد تا نظری. در این معنا، تعاریف متعددی را برای دیپلماسی ذکر کرده ­اند. فنون و تکنیک های سیاست خارجی در برخورد با سیستم بین المللی و یا فن ارتباط با دیگر کشورها. اما در یک تعریف جامع از دیپلماسی می توان گفت: که دیپلماسی روشی است برای حل و فصل مسائل مربوط به روابط خارجی دولت به وسیله گفتگو یا هر روش مسالمت آمیز دیگر، در این تعریف سه نکته قابل توجه است.

 

اول اینکه دیپلماسی در امور مربوط به سیاست خارجی دولت است نه امور داخلی آن. دوم دیپلماسی از طریق گفتگو و مذاکره یعنی از طریق مسالمت آمیز چهره می نماید و زور در آن جایی ندارد. سوم اینکه دیپلماسی روشی است برای حصول نتیجه و هدف مورد نظر.

 

دیپلماسی هم علم است و هم هنر که باید فرد دیپلمات در زمان و مکان بتواند برای تحقق آرمان­ها و اهداف سیاست خارجی و کشور خود بهره ­برداری کند. در این معنا برخلاف تصور رایج انعطاف­ پذیری و قواعد ثابت این فن، مهارت، هنر و علم نباید چنین القا کند که باید حصول نتیجه – هرچه باشد، منظور باشد. در نگاه اسلامی دیپلماسی مبتنی بر توحید، قاعده نفی سبیل، راهبرد دعوت، اخترام به همزیستی مسالمت آمیز، راهبرد صلح و حتی جهاد است.

 

دیپلماسی  برابر آنچه که در قانون اساسی و سایر منابع بالا دستی در جمهوری اسلامی تبیین گردیده است، فقط در چهارچوب امکانات مجاز و شرعی، ممکن و میسراست. در این نگاه، دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران باید در چهارچوب سه اصل بنیادین عزت، حکمت و مصلحت پشتیبان آرمان­ها و اهداف سیاست خارجی و گفتمان جمهوری اسلامی ایران مانند جهان شمولی، ظلم ستیزی، حمایت از مظلومان و دفاع از استقلال و تمامیت ارضی در خارج از مرزها باشد.

 

 در این برداشت از دیپلماسی، وزارت خارجه، دولت و سایر نهادهای متولی باید از عزت و حقوق شهروندان ایرانی فارغ از نوع نگاه آنها به حاکمیت و نظام جمهوری اسلامی در خارج از قلمروی جغرافیایی کشور دفاع کنند. با این حال، سیاست خارجی دولت یازدهم علی­رغم اسطوره ­سازی­های رسانه­ ای از آن در برخی محافل، حداقل در عمل چندان موفق عمل نکرده است. این روزها آنقدر در فضای شبه­ روشنفکری و دانشگاهی از اقدام­های دیپلماتیک جناب ظریف اسطوره­ سازی شده که هرگونه انتقادی با ناجوانمردانه ­ترین حملات رسانه­ ای پاسخ می­ گیرد. مزین کردن نام وزیر امور خارجه با القابی چون امیر کبیر، مصدق و کنار هم گذاردن نام ایشان با حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خود بخشی از این کارکردهای رسانه‌ای است که توسط جریانی خاص هدایت می­شود.

 

 اما ورای این اسطوره‌­سازی ­ها و تعارف ­ها، دیپلماسی خارجی دولت یازدهم به نوعی از عدم توازن مبتلا است. مشکلی که برخی آن­را برجام زدگی نیز می‌­نامند. در این کارکرد و کنش‌­گری، علم و هنر وزارت خارجه در بیش از سی ماه اخیر تنها معطوف به توجه به برجام و تقریباً کوتاه آمدن در همه چیز برای نشان دادن تعامل ایران و پذیرش نظلم لیبرال دموکراسی معنا یافته است. در این نگاه، آمریکایی لاتین به عنوان عمق راهبردی ایران در کنار مرزهای آمریکا در سالهای گذشته برای رضایت آمریکا و عدم تحریک تندروها در این کشور تقریباً به فراموشی سپرده شده است. امروز آمریکای لاتین به حیات خلوت آمریکا و حتی محل فروش کالاها و خدمات رقبایی چون ترکیه و عربستان سعودی بدل شده است. در چند سال اخیر ریاض و آنکارا به عنوان رقیب جمهوری اسلامی به ترویج قدرت نرم خود در این منطقه مشغول شده‌­اند. 

 

جالب آنکه به راحتی آب خوردن و با لابی آل سعود در سازمان کنفرانس اسلامی بی سابقه‌­ترین و شدیدترین بیانیه بر علیه ایران صادر می­ شود و دیپلمات­ های ما دست بر روی دست گذاشته‌­اند و حتی اقدامی برای بالا بردن هزینه­‌ی مادی و معنوی سعودی ­ها انجام نمی­دهد. حتی نماینده ایران در همین اجلاس نامی از عربستان در سخنرانی خود نمی ­برد. شوربختانه امروز لبخندهای آقای دیپلمات به نام اصول دیپلماسی مدرن و حرفه ­ای  با تبلیغات رسانه­‌ای به خورد افکار عمومی داده می­ شود و بسیاری از واقعیت­ ها دیده نمی­ شود.   

 

در مثالی دیگر، وزیر امور خارجه در شب بازداشت ملوانان آمریکایی طی برخی گزارش ­ها که تاکنون نیز تکذیبیه‌­ای بر آن نیز مشاهده نشده است ضمن زیر پاگذاردن دستور صریح رهبری در خصوص عدم مذاکره با آمریکایی‌­ها در موضوعات غیرهسته ­ای، در مدت کم­تر از 10 ساعت پنج تماس تلفنی با جان کری در مورد آزادی ملوانان آمریکایی برقرار می ­کند!

 

وزیر محترم امور خارجه برای آزادی ملوانان آمریکایی تا صبح رنج بیداری را برای خود می­ خرند اما حاضر به تماس و پیگیری به همان نسبت برای تحت فشار قرار دادن حکام آل سعود در محیط بین­‌الملل و حمایت از هموطنان خود نمی ­شود. هنوز با گذشت چندین ماه حتی اقدام جدی برای پیگیری حقوقی حادثه حج و فرودگاه جده در مراجع بین­‌المللی برای احقاق خق هموطنانمان صورت نگرفته است. با کمال تأسف چندین سال است که صدها هموطن ما در زندان­های مخوف ترکمنستان، مالزی و... زندانی هستند اما دریغ از فعالیتی عملی برای کاهش نگرانی خانواده‌­های آنها و یا برای آزادی­شان. پیش از این نیز در خصوص کشتی امداد رسان به مردم بی­پناه یمن نیز نگرانی دولت یازدهم از به خطر قرار گرفتن مذاکرات هسته‌­ای باعث شد که طی تماس جان کری خواسته­ ی سعودی ­ها و آمریکایی­ ها تمام و کمال اجرایی شود!

 

 اعجاب­ آورتر آنکه جناب ظریف پس از اعدام شیخ نمر از سوی رژیم عربستان سعودی پس از گذشت بیش از 60 ساعت از توهین­ های پیاپی وزیر اموز خارجه آل سعود، آن هم به اتخاذ موضعی نه چندان محکم در برابر جنجال ­های رسانه ­ای و دیپلماتیک سعودی­ ها می­ پردازند. همین رفتار سوال­ برانگیز در خصوص تعرض به دو نوجوان هموطن در فرودگاه جده نیز قابل رد یابی است. به طور مثال وزیر امور خارجه در حاشیه اجلاس مجمع جهانی اقتصاد در داووس و طی مصاحبه ­ای مدعی می­ شوند که پس از آن حادثه، علی­رغم درخواست­ ها برای قطع رابطه دیپلماتیک با عربستان سعودی من مانع این اتفاق شدم!

 

گروهی از تحلیل­گران درست بر اساس همین انتقادها است است که مدعی ­اند که به علت دیپلماسی ضعیف وزارت خارجه در برابر اقدام­ های ریاض شاهد قَلَیان احساسات بخش­ هایی از افکار عمومی و در نتیجه حوادث تلخ در تجمع ­های اعتراضی در مقابل امکان دیپلماتیک رژیم عربستان سعودی در تهران و مشهد بودیم.

 

کلمات کلیدی

ارسال نظر

تریبون